جلال الدين الرومي
277
فيه ما فيه ( فارسى )
تعتقد أنت فيه من انّ ذلك كله منكر و لكن و اللّه يا سيّدى ما منه منكر الّا بفتيا فقيه و خط يده عندى به جواز ذلك » فتوحات مكيه تأليف ابن العربى طبع بولاق جزو سوم ص 91 . و ضبط اين كلمه در فرهنگ جهانگيرى و برهان قاطع و غياث اللغات و انجمنآراى ناصرى مطابق نسخه فيه ما فيه و مثنوى چاپ علاء الدوله با « چ » فارسى است ولى در نسخه مثنوى چاپ نيكلسن كه از روى اصح و اقدم نسخ به طبع رسانيده و نسخه سليم آغا و در فتوحات با « ح » حطّى آمده است و در اين صورت به ضم اول و فتح ثانى و بضمتين نيز خوانده مىشود . ( 40 ) ص 27 ، س 3 ، « به جاى آرى » به جاى آوردن در اين مورد به معنى به خاطر آوردن است . ( 41 ) ص 28 ، س 7 ، پول : مسكوك مسى كه صد و بيست عدد آن مساوى با يك درهم بوده است در زمان مولانا چنانكه افلاكى گويد « و آن زمان صد و بيست پول بدر مىبود و يكتا گرده لطيف سپيد به پولى مىدادند » و اين كلمه در فيه ما فيه صفحات 89 ، 104 ، 164 از همين چاپ استعمال شده و در مقالات شمس تبريز و مناقب افلاكى نيز مكررا به كار رفته است و تاكنون شاهدى از كتب و آثار فصحا مقدّم بر آنچه گفتيم به دست نيامده است و در تمام اين مآخذ معنى پول همان مسكوك مسى كمبهاست ولى از مدّتها پيش به معنى نقد رائج اعمّ از مس و طلا و نقره استعمال شده و بدين اعتبار پول سياه و سفيد و زرد گفتهاند . ( 42 ) س 12 ، اين بيت در آخر باب هفتم از حديقه سنايى مندرج است بدين صورت : تو به گوهر وراى دو جهانى * چه كنم قدر خود نمىدانى ( 43 ) س 18 ، آمديم : فعليست كه متعلق آن حذف شده يعنى آمديم به سخن خويش و به مطلب خود رجوع كرديم مثل رجع و رجعنا الى ما كنّا فيه در كتب عربى . نظير آن گفته مولاناست در مثنوى . آمديم آنجا كه در صدر جهان * گر نبودى جذب آن عاشق نهان ناشكيبا كى بدى او از فراق * كى دوان باز آمدى سوى وثاق ( ص 314 س 25 )