جلال الدين الرومي

272

فيه ما فيه ( فارسى )

( 23 ) س 18 ، بورك : به ضم اوّل و فتح ثالث آشى ، است كه با ماست و سير پزند ، بسحق اطعمه گويد : بامدادى كه بود از شب مستيم خمار * پيش ما جز قدح بورك پرسير ميار ( 24 ) س 18 ، قليه : به فتح اوّل و كسر ثانى و ياء مشدّد گوشتى است كه در تابه بريان كنند و با تخفيف ياء و سكون لام نيز گفته مىشود . ( 25 ) ص 21 ، س 9 ، « قليل اذا عدّوا الخ » اين مصراع از ابو الطيب متنبى است و ما قبل آن چنين است : ساطلب حقى بالقنا و مشايخ * كانهم من طول ما التثموا مرد ثقال اذا لاقوا خفاف اذا دعوا * كثير اذا شدّوا قليل اذا عدّوا و اجزاء مصراع در فيه ما فيه پس و پيش شده است . ( 26 ) ص 22 ، س 9 ، اين بيت از مولاناست و تمام رباعى چنين است : بر خوان ازل گرچه ز خلقان غوغاست * خوردند و خورند كم نشد خوان برجاست مرغى كه بران كوه نشست و برخاست * بنگر كه در آن كوه چه افزوده و چه كاست و مضمون اين بيت ماخوذ است از قطعه معروف : يكى مرغ بر كوه بنشست و خاست * چه افزود بر كوه و از وى چه كاست من آن مرغم و اين جهان كوه من * چو مردم جهان را چه اندوه من كه به فردوسى نسبت مىدهند و هدايت در ذيل لغت كاست از انجمن‌آراى ناصرى با تغييرى در مصراع دوّم ( نشستن چه افزود و رفتن چه كاست ) به نظامى گنجوى منسوب مىكند و شبيه بدان مثلى است كه جار اللّه ابو القاسم محمود بن عمر زمخشرى ( 465 - 538 ) در كتاب « الزاجر للصغار عن معارضة الكبار » ذكر كرده است « فما مثل هذا الانسان فى تعرّضه لى و تمرّسه بى الّا مثل بعوضة وقعت على نخلة باسفة فلمّا ارادت الطيران قالت استمسكى فقالت و اللّه ما احسست بوقوعك فكيف احسّ بطيرانك . » ( 27 ) س 15 ، دل نگاه داشتى : به معنى رعايت خاطر و ميل و ملاحظه حال تركيبى است نادر چه قياس در اين موارد مقتضى است كه ياء مصدرى به آخر تركيبى متّصل گردد كه متضمّن معنى فاعلى باشد مانند تيماردارى و نكوخواهى و دلجويى و نظائر آن امّا