جلال الدين الرومي
268
فيه ما فيه ( فارسى )
ابن عبّاس قال لمّا امسى القوم يوم بدرو الاسارى محبوسون فى الوثاق فبات رسول اللّه ( ص ) ساهرا اوّل ليله فقال له اصحابه يا رسول اللّه ما لك لا تنام فقال سمعت انين العباس فى وثاقه فقاموا الى العبّاس فاطلقوه فنام رسول اللّه » قسم اوّل از جزو رابع طبقات ابن سعد ص 7 . ( 8 ) س 13 ، « مصطفى عليه السّلام دريشان نظر كرد الخ » اين مطلب در مآخذ معتبر از قبيل سيره ابن هشام و تاريخ طبرى و جلد ششم بحار الانوار كه وقعه بدر در آن مآخذ به تفصيل و به اختلاف روايات مندرج است وجود ندارد و مناسب است با مضمون اين حديث نبوى « عجب ربنا من قوم يقادون الى الجنة فى السلاسل و هم كارهون » كه زمخشرى در باب التّعجب از كتاب ربيع الابرار آورده و عبد الرّءوف مناوى در كنوز الحقائق ( طبع هند ص 80 ) با مختصر اختلافى در عبارت به نقل از صحيح بخارى ذكر كرده و در فيه ما فيه ( همين كتاب ) با اندك تفاوتى آمده است . قصّهء نظر كردن حضرت رسول به اسيران شبيه بدانچه درين مورد از فيه ما فيه مىبينيم در مثنوى معنوى نيز ديده مىشود ( دفتر سوّم مثنوى چاپ علاء الدوله ص 311 - 313 ) . ( 9 ) ص 16 ، س آخر ، دود دان : ظاهرا مرادف دودكش و دود آهنگ و دود آهنج و دودهنگ است و آن سوراخى است كه به جهت خارج شدن دود آتش در حمام و مطبخ و ابنيه سازند . ( 10 ) ص 17 ، ص 2 ، « نشده است » فعل تام است از مصدر شدن به معنى حصول يافتن . ( 11 ) س 6 ، « قادرى از شما قادرتر الخ » در اين عبارت ضمير شخصى ( شما ) به جاى ضمير مشترك ( خود يا خويش ) به كار رفته است و شاهد ديگر « شايد كه زنان شما را با مردمان بيگانه جمع بينيد » در همين كتاب ديده مىشود . ( 12 ) ص 18 ، س 8 ، « چندين مال معيّن به مادر نسپردى » چنين است در نسخهء اصل و ح و نسخه كتابخانه ملّى و صحيح ( به مادر فضل ) است مطابق چاپ طهران تا موافق باشد با آنچه در طبقات ابن سعد و طبرى و تفاسير در اين مورد ذكر شده است بدين عبارت فقال لى فاين الذهب يا عباس فقلت اىّ ذهب قال الذى دفعتها الى امّ الفضل ( طبقات ابن سعد چاپ ليدن قسم اوّل از جزو چهارم ص 9 ) و ام الفضل زوجه عباس بوده است .