جلال الدين الرومي

261

فيه ما فيه ( فارسى )

ابن عطا گويد كه مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم در رفتن به معراج به درخت سدرة المنتهى رسيد كه بالاى عرش است و آشيانهء جبراييل است عليه السّلام و از آنجاش بگذرانيد جبريل عليه السّلام كه همراه او بود ، قدم باز كشيد گفت « يا اخى جبرئيل مرا رها كردى درين موضع باهيبت ، تنها حق تعالى فرمود ندا آمد كه درين دو سه گام با او چنين الفت گرفتن مراد ازين گناه كه ليغفر لك اللّه آن گناه است يعنى از تو آن الفت پاك كرديم و از غير مستغنى كرديم . » هم ابن عطا گويد « انبيا و اوليا را عليهم السّلام به گناه مبتلا كرد تا به حضرت بناليدند آنگه ايشان را بيامرزيد . » امّا مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم به غطاى عنايت از آن حالت مستور است كه لابه كند براى گناهى كه كرده بود بلكه پيشين و پسين را عفو كرد . نام نابرده كه آن گناه چيست . غرض ازين ، مرتبهء محبّتست ، كه مرتبهء محبّت او بالاى محبّت ديگران بود . هم ابن عطا گويد « حق عزّ و جلّ فرمود بخشيديم به تو گناه ما تقدّم يعنى زلّت آدم عليه السّلام را و ما تأخّر يعنى گناهان امّت را ، كه اميد به تو دارند كه رهبرى ايشان را به مقصود اين است كه اوّليان و آخريان را وصول نيست الّا به تو . » و گويند كه استغفار پيغامبر عليه الصلاة و السّلام در هشيارى بود از حالت مستى . و بعضى گويند بلك در مستى استغفار كرد از حالت هشيارى . بعضى گويند در هر دو حالت مستغفر بود زيراكه نظر او بر حق بود . سكر و صحو نسبت با بندگان است كه قابل تلوين‌اند نسبت به حضرت نه سكرت و نه صحو . پس چون ناظر حق بود از هر دو مستغفر بود زيرا اين دور نكند مستى و هشيارى را . چون او در بىرنگى محو شدى از هر دو مستغفر بودى . در قبضه‌اى بودى كه شرح آن لوح و قلم نتواند كرد . مگر آن لوح كه صفت خداست نامش لوح است . او در حقيقت صفتى است بىنهايت . مثنوى لوح محفوظست پيشانى يار * سرّ كونين است در وى آشكار شعر خلق را زير گنبد دوّار * چشم‌ها درد و ديدنى بسيار مگر كه عنايت دررسد و كلّ عسير عند اللّه يسير . چندين چيزها كه ديديم اگر به وقت طفوليّت به ما گفتندى امكان فهم كردن نبودى