جلال الدين الرومي

227

فيه ما فيه ( فارسى )

غروب رود . پس اين دو حالت طاعت و ترك طاعت ، مشرق و مغرب او بوده باشد . پس اگر تو قادرى در زنده كردن ، درين حالت غروب ظاهر كه فسق و فساد و معصيت است ، آن روشنى و راحت كه از طاعت طلوع مىكرد اين ساعت در حالت غروب ظاهر گردان . اين كار بنده نيست و بنده آن را هرگز نتواند كردن اين كار حقّ است ، كه اگر خواهد آفتاب را از مغرب طالع گرداند ، و اگر خواهد از مشرق كه هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ « * » . كافر و مؤمن هر دو مسبّحند زيرا حقّ تعالى خبر داده است كه هركه راه راست رود و راستى ورزد و متابعت شريعت و طريقت انبيا و اوليا كند او را چنين خوشىها و روشنايىها و زندگىها پديد آيد . و چون به عكس آن كند چنين تاريكىها و خوف‌ها و چاه‌ها و بلاها پيش آيد . هر دو چون اين مىورزند و آنچه حقّ تعالى وعده داده است لا يزيد و لا ينقص راست مىآيد و ظاهر مىگردد . پس هر دو مسبّح حقّ باشند ، او به زبانى و اين به زبانى ، شتّان بين آن مسبّح و اين مسبّح . مثلا دزدى دزدى كرد و او را به دار آويختند . او نيز واعظ مسلمانان است كه « هركه دزدى كند حالش اين است . » و يكى را پادشاه جهت راستى و امانت خلعتى داد . او نيز واعظ مسلمانان است امّا دزد به آن زبان و امين به اين زبان . و ليكن تو فرق نگر ميان آن دو واعظ .

--> ( * ) . سورهء مؤمن آيهء 68