ابن عربي ( مترجم : سعيدى )
20
ترجمان الاشواق ( فارسى )
و بيت لاوثان و كعبة طايف * و الواح توراة و مصحف قرآن ادين بدين الحب انّى توجهت * ركائبه فالحب دينى و ايمانى لنا اسوة فى بشر هند و اختها * و قيس و ليلى ثمّ مى و غيلان يعنى : هرآينه قلبم پذيراى هر صورتى است ، قلبم چراگاه آهوان و دير راهبان است . و آن خانهء بتها و كعبهء مطاف و الواح تورات و كتاب قرآن است . من از مذهب عشق پيروى مىكنم ، سپاهيان عشق به هر سو رو كنند . چه عشق ، ايمان و عقيدهء من است . از ميان عشاق كسانى چون بشر هند و خواهرش و قيس و ليلى ، آنگاه مى و غيلان براى ما نمونه و الگويند . مولوى نيز به اين معنى در مثنوى اشاره مىكند و مىگويد : ( مثنوى ، 2 / 143 ، علاء ) : ملت عشق از همه دينها جداست * عاشقان را مذهب و ملت خداست مسئله عدم تعصب عرفا به مذهب خاصى به اين معنى است كه مذهب داخل در متن تجربههاى عرفانى نيست ، بلكه تنها در مرحله تعبير از آن بحث مىشود طبعا بايد نسبت به همه مذاهب به يك درجه اهميت قائل شد . داستان موسى و شبان كه مولوى آن را در قالب شعر مثنوى به بهترين صورتى سروده است شاهد صادق بر اين مدعاست . شيخ عطّار در اسرارنامه مىگويد : الا اى در تعصب جانت رفته * گناه خلق با ديوانت رفته گهى اين يك بود نزد تو مقبول * گهى آن يك شده از كار معزول يقين دانم كه فردا پيش حلقه * يكى گردند هفتاد و دو فرقه چه گويم جمله ار زشت ار نكويند * چو نيكو بنگرى خواهان اويند [ 4 - حقيقت محمديه ] 4 - دربارهء حقيقت نور محمدى ( ص ) ، هم نظريهايست كه صوفيان ، همچون مذهب وحدت اديان ابداع كرده و دربارهء آن مطالب مشروحى نوشتهاند ، يكى از پيشكسوتان اين تفكر ، حلاج است وى نخستين كسى است كه بشرح آن پرداخت و بر اين عقيده بود كه نور محمدى ( ص ) پيش از آفرينش تابيد ، انبياء و اولياء از آن استمداد جستند ازينرو آن را نور محمدى ناميدند ، ابن عربى دراينباره تفسير خاصى