سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
81
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
است تو در تصرّفات خود چندين حساب و تأمّل و تدبير چرا مىكنى و غم مردن و زيستن چرا مىخورى چو بازى اين نوع رنج نباشد اين جزو با جدّ آمد و كلّش هزل آمد اين محال [ است ] . اين بورزم تا بچگان شود و بچگان خوبروى و ديهها و شهرها و دكّانها بگيريم اين پردهها بافته كه بس ضعيف است كه چو بردارى از زير چه پديد آيد تا اين پردهها را بر كدام درها آويختهاند يا اين پردهها حجابست كه إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ « * » هرگاه كه اين پردهها از تو برمىگيرد اللّه را ببينى اين آرايشهاى تو از زر و فرزندان و جاه و جمال سحر سحرهء فرعون را ماند جهان تا جهان گرفته عصاء موسى اجل دهان باز كند همه را فروخورد گويى نبودندى ما نشستهايم و تعزيهء نيستى خود مىداريم و به هستى خود مشغول گشته زهى هستى مرده و ناچيز كه ماييم و يا اين كار ساختهاء 287 تو چون طعام ساختهء سليمان 288 را ماند كه نهنگى سر از دريا بر آرد و فروخورد و گويد ازين چيزى نيامد ديگر كو . اين آراستگيها و اين زينتها از آن كيست كه به خود مىكشى و از بهر چه سبب به خود مىكشى چيزها آفريدند از بىعقلان و جمادات در وى اين ننهادند كه بچه سبب اين مىكنى و يا روحانى و يا عقلى و دينى و يا ملكى و يا شيطانى اگر نفسانى بود چون خلل افكنندهء پديد آيد معلوم شود كه عامل اين عمل اگر كبر بودست و عزّة تن بوده باشد چون سگ مويهاى وى از تن وى برخيزد وعوع دشنام و خشم و كين پديد آيد و اگر عامل دين بوده باشد إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « * * » گفتن گيرد اگر قوّتى دارد جنگ كند بىآژنگ پيشانى چنانك در مصافها كنند خندان خندان يا كشته شوند و يا بكشندش هم خداوندهء 289 آن عمل ، زنگى ، خود چون بجنبد رنگ وى پديد آيد فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ « * * * » فرمودند نهفرمودند كه دشنام دهى مر كافران را
--> ( * ) قرآن كريم ، 83 / 15 ( * * ) قرآن كريم ، 2 / 156 ( * * * ) قرآن كريم ، 9 / 5