سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
مقدمهء مصحح 5
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
اينها نتيجهء مقابله با يك نسخهء ديگر نيست ، اضافات و الحاقات و تصحيحات من عندى يكى از خوانندگان كتاب هم نيست ، يقين دارم كه تغييرات و تبديلاتيست كه شخص مؤلّف به خط شريف خود در عباراتى كه سابقا نوشته بوده است داده است ، يقينى است كه آن را به هيچ برهان و دليلى ثابت نمىتوانم كرد » . اخيرا آقاى محمد اندر مدير موزهء قونيه در مقالهيى به زبان تركى نوشته بودند كه اين اصلاحات به خط شريف مولاناست و اين حدس بخاطر اين ضعيف نيز گذشته بود و در سفر قونيه به صورت يكى از دو احتمال ( اينكه اضافات به خط مصنف يا مولانا باشد ) طرح كردهام و ايشان از حسن ظنّى كه بدين ضعيف دارند بر مبناى اين حدس بتتبّع پرداخته و از گفتهء كاتب مجموعهيى مشتمل بر مقالات شمس و معارف برهان محقق و قسمى از معارف بهاءولد محفوظ در موزهء قونيه و مكتوب در سنهء 754 دليلى جسته بودند كه اصلاحات و اضافات جزو چهارم معارف بهاءولد از روى احتمال به خط شريف مولاناست . نگارنده پس از اطّلاع برين مقاله به اميد آنكه خطّ شريف مولانا را زيارت كند و هم آنكه بار ديگر از ديدار قونيه و تربت پاك مولانا جان و دل را روشن سازد عزم سفر كرد و به هر گونه كه بود وسائل فراهم آورد و عون الهى بىآنكه دوش وى را از منّت كسان گرانبار دارد ساز و بسيج سفر مرتّب ساخت و نگارنده روز چهارم شهريور ماه همين سال ابتدا باستانبول و از آنجا به انقره و قونيه و سپس براى مشاهدهء تربت سيد برهان الدين محقق به قيصريه شتافت كه مولانا نيز مدتى در آنجا متوقف بوده و بارها سفر گزيده است و در شهر قونيه ساعتى چند به مطالعهء مجموعهء مشار اليها پرداخت و آن مجموعه كه به شمارهء ( 145 ) در موزهء قونيه مضبوط است چنان كه اشارت رفت مشتمل است بر معارف برهان محقق و قسمتى از معارف بهاءولد و مقالات شمس الدين تبريزى و كاتب در آخر مقالات شمس چنين نوشته است : « تمام شد اختيارات اين لطائف غريب و معارف عجيب اواخر ذىالحجة لحجة اربع و خمسين و سبعمائة از نسخهء كه از كتب زمانى ( ظ : ربانى ) جلال الدين يوسف تروخالى ايّده اللّه بنور