سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )

53

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )

يكى روغن گاو ديد دروغى گفت كه من مىبرنجم او را روغن گاو گفتن گرفتند تا او نيك‌تر رنجيدن مىگيرد . تو نيز چو ديو ديد كه تو از ديدن نبشته مىبرنجى هربارى كه نبشته و خط پيش تو آرند ديو مىآيد و ترا وسوسه مىكند تا آب از چشم تو روان شود و همچنين سلس بول و همچنين ذكر مردم عدو ، هر ازين وسوسهء چون مهرهء مقامرانست كه عمر در آن شش و پنج آن بگذرانند و آن سپرى نشود . فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ « * » ترسى بر من غالب شده بود كه اين همه وعدها كه فرموده است در مقابل اين وعيدها كه ياد كرده است ترس ازين عقوبات پيش مىآيد از خوشى اميد تا چون بامداد اين آيت بخواندند گفتم كسيست كه باد خوف وزان شده است و درخت تنش را خشك مىكند و ترسش از آن نيست كه خشك مىشود از آنست كه نبايد كه بدست عقوبت گرفتار شود اللّه بيان مىفرمايد كه بوجود تو و بقاء تو بسيار درجها و فايدها و ميوه‌ها باز بسته است خود را از پاى در مينداز تا از آن درجات محروم نمانى . محمد بلخى 188 كه راه وى زده بودند گفت همه حال من مىگويى كه من از گناهان مىترسيدم و تيم‌بان 189 خود را كه مرده است خواب ديدم عاجز و خشك گشته و مىلرزد گفت از يخدان 190 اين ساعت برون آمده‌ام من گفتم كه من از خود حسابى برنمىتوانم‌داشت مگر كه دوستى ما را دستگيرى كند اكنون اللّه مىفرمايد كه نوميد مشو فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ « * » از كارهاء شايسته گفت . نفرمود كه « فمن يعمل الصّالحات » كه جملهء نيكويها بكند اين پارهء عمل صالح وى وقتى سودمند بود و هو مؤمن كه دل بتصديق و اعتقاد دارد كه كار كار دينست و دوستدار دين باشد و پاره‌پاره مىخواهد تا خود را با آن گرد آرد . چندين بىعطا نيافته است ما را كه نااميد شود كه درين جهان اگر رنجها مىرانيم و لكن تربيتها هم مىكنيم فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ « * » در دواوين ملايكه بنويسيم تا اين بنده را بدين خصال جلوه كنيم 191 و بر ديگران

--> ( * ) قرآن كريم ، 21 / 94