سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
مقدمهء مصحح 10
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
صفحهء 134 صفحهء 151 صفحهء 153 صفحهء 159 صفحهء 164 صفحهء 168 صفحهء 179 صفحهء 278 صفحهء 283 صفحهء 282 صفحهء 276 صفحهء 279 صفحهء 278 صفحهء 283 و از ملاحظهء موارد مذكور اين انديشه بخاطر مىگذرد كه جزو چهارم را مصنّف به صورت يادداشت و تعليق نوشته و سپس خود وى يا آنكه مولانا و يا ديگرى از پيروانش آن مطالب را تنقيح و تهذيب و اصلاح و تكميل نموده و با اضافهء يادداشتهاى ديگر و حذف قسمتى از مطالب اين جزو اجزاء سهگانه را ترتيب داده است و در حقيقت جزو چهارم هستهء اصلى و حجر اساسى معارفست و آنچه در دست ماست باقىماندهء مجموعهء تعليقاتى است كه مصنف در ادوار مختلف عمر خود نگاشته است . هيچ شك نيست كه قسمتى از اين كتاب را مصنّف ميانهء سال 605 و سال 607 يادداشت و تعليق كرده است بقرينهء آنكه در صفحهء 73 ( طبع حاضر ) مناظرهء ابن صديق و خصومت ام شعيب را كه در سال ( 605 ) واقع گرديد ثبت و يادداشت كرده و در صفحهء ( 111 ) سال ( 606 ) را يادآورى مىكند و هم كتاب حاضر ختم مىشود بذكر خوابى كه در سال ( 607 ) اتفاق افتاده است و ضبط حوادث عمر بدين صورت خود شاهديست قوى كه مصنّف سوانح عمر و افكار و اطلاعات خود را گاهبهگاه و شايد روزانه قيد مىفرموده است . ذكر آوازهء خوارزمى ( ص 123 ) و خوارزمشاه و خطايى و غور ( ص 132 ) كه باحتمال قوى اشاره است به لشكركشيهاى محمد خوارزمشاه بممالك غوريان ما بين سالهاى 603 - 597 و جنگ او با شهاب الدين غورى و آمدن تركان خطا بمدد