سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )

41

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )

بديد نيايد ترا از مقام بىمزگى خاك تا بدينجا كه مزه‌هاست رسانيديم و تو منكر مىبودى قدرت ما را ، نيز برسانيم ترا به مزهء آخرت اگرچه عجبت نمايد از مادر چون بوجود آمدى چشمت بسته بود چون چشم بگشادى شير مادر مىديدى و بس و باز چون گشاده‌تر كرديم تا مادر و پدر را دانستى و ديدى و باز در كودكى بازيگاه را ديدى و به آن مشغول شدى نيز در پايان چشمت را و عقلت را بغيب بگشاييم تا راحتها بينى و عجايبها بينى و اللّه اعلم . فصل 30 قال النّبىّ عليه السّلام . الايمان عريان و لباسه التّقوى . اى آدمى آرام تو با استوار داشت رسول است عليه السّلام بدانچ از خداوند عزّ و جلّ آورده است و قبول كردن تو آن را يعنى قرار دادن به خود و دل نهادن بر آنچ رسول عليه السّلام گفته است كه اين فرمانبردارى بكنم و از نهيها احتراز كنم و اگر به حكم غفلت تقصيرى رود چون شرع الحال كند تقصيرى نيارم كردن و به گستاخى امر او را ردّ نكنم همچون ابليس امّا اين حالت تو ضعيف است كه نگاه‌دارى تو چراغى را تا چراغ‌ورهء نمىباشد و زير دامنهاش نمىدارى سلامت از در خانه تا بدر مسجد نمىتوانى بردن و از دست باد خلاص نمىتوانى دادن اين بادهاى هواها و شهوتها و حرصها كه از در سوراخهاى چشم و گوش و دل برمىگذرد و بادهاى آرزوها و صورها و سخنان مخالف نيز مىگذرد . اگر نگاه ندارى چراغ ايمان تو زود كشته شود اگر اين حالت نزد تو عزيز است غم وى بخور تا از تو نرود و اين ايمان تو چون تن تو است اگر از پيش گرگ و شيرش نگريزانى و ماران و كژدمان را نكشى و آن غفلت از خداست و متابعت كردن به هوا و شهوتها و آرزوهاست و او را از چنين سرما و گرما در پناه جايى نيارى و در خانه و خرگاهى نيارى زنده نمانى و جان از بهر دوست بايد و آن اللّه است و اگر نه جان از بهر ديد دشمن و ناجنس نبايد . اكنون تو ايمان را از ناجنسان و گرگان يار بد نگاه مىدار وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً « 1 » پس نماز مىكن و

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 18 ، آيهء 28 .