سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
38
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
مدهوش است سر به زانوى حيرت برده خبرش نيست از حركات و سكنات عالم بسان صوفى كامل كه چون وجدى بر وى غالب شود اشارتى كند به حركت در عضوى از اعضاء و آن عبارت از زلزله است باش تا در سماع اسرافيلى بيكبارگى در رقص آيد تاروپود خرقه وجودش برقرار نماند و أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ « 1 » اگر نه خاك هوشيارستى اسرار خود را از دى ديوانه چرا نگاه داشتى و دامن خود را از وى چرا دركشيدى و اگر نه يارشناسستى در روى بهار چرا خنديدى و حاصل خود را چرا بر وى عرضه داردى جهان چون چاكريست كه پيچان و لرزانست در فرمان او ، با چونوچراش كارى نيست اكنون اى آدمى در و ديوار كالبد ترا بر سبيل عاريت نام زد روح تو كردند تا بيان و سخنان روح ترا درمىيابد و در فرمانبردارى تقصيرى روا نمىدارد پس دروديوار جهان كه ملك حقيقى است مر اللّه را چگونه فرمان او را درنيابد و از وى آگاه نباشد و چگونه قامت السّماوات و الارض بأمر اللّه نباشد . چو كوشكها در بهشت فرمانبردار بهشتيان باشند و آگاه از احوال ايشان باشند و اين چه عجب آيد كه از اللّه جهان را آگهى باشد آگهى كوه طور را از بهر آن آشكارا كردند تا اسرار دل همه را بشناسى همچنان فرمانبردارى زمين را دانستى از آن آسمان را هم بدان كه إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ « 2 » يعنى سينه صدق آسمان را شكافتند و در رها از وى بيرون آوردند و آگاهيش دادند همچنان فلك سرت را آگاهى داد بر برج زحل شنوايى و بر برج مشترى بينائى و عطارد گويايى و بر برج مرّيخ لمس و پنج حواس چون پنج ستاره است . اين همه را آگاهى داد از حال روح تو چرا ايشان را آگاهى ندهد از خود و هر ستاره چرا مدركه نباشد چنانك بدين پنج حس تدبير كالبد مىكنند به پنج ستاره تدبير جهان مىكنند تا چنين استخوانهاى جبال و پشت و پهلوى زمين برقرار مىباشد و اللّه اعلم .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 84 ، آيهء 2 . ( 2 ) سورهء 84 ، آيهء 1 .