سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )

مقدمهء مصحح 6

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )

لفظ جلوه دهد سخن او در بعضى مواضع پيچيده و مبهم است و بر اين مطلب امر ديگر هم علاوه شده و آن اينست كه بهاء ولد در تقرير مسائل عرفانى روش تازه و اسلوب جديدى در پيش گرفته و بجاى بحث در ابواب معاملات و احوال و مقامات و شرح مصطلحات صوفيه چنان كه معمول اين طايفه است تصوّرات و تفكّرات خود را كه از شنيدن آيتى يا روايتى و ديدن منظرى حىّ يا معنوى برانگيخته شده و طبعا مبتنى بر تأمل ژرف در اسرار حقيقت و سلوك و اطّلاع وسيع در علوم روايت و درايت بوده شرح مىدهد و اين اسلوب گذشته از آنكه لطائف ذوق و ادراك فرسنگها از لفظ دور است خود امرى تازه و نامعمول بوده و زبان فارسى و نثر صوفيانه هنوز آمادهء اين بيان و طريقهء نوآيين نبوده است و در زبان عربى نيز اين اسلوب ديده نمىشود و توان گفت كه كتاب مواقف از محمّد بن عبد الجبّار نفرّى كه بسعى آرثر يوحنا آربرى در مصر سنهء 1934 بطبع رسيده شباهتى بدين روش دارد و مطالعهء آن كتاب كه بسيار مغلق و پيچيده‌تر از معارف بهاء ولد است دليلى روشن بر توانايى بهاء ولد در نرم كردن و آماده ساختن الفاظ براى اداء معانى لطيف و دقيق تواند بود . خصائص دستورى بحث دربارهء نكات و خصائص دستورى و قواعد تركيب از روى تفصيل و با ذكر هر يك از موارد به جهت تنگى مجال در اين مقدّمه مقدور نيست و موكولست به هنگامى كه وسائل طبع جزو چهارم و نشر تعليقات فراهم گردد و خداوند تعالى توفيق بر اين عمل خير ارزانى دارد . با وجود اين بعضى از نكات كه در اين كتاب به كار رفته شرح داده مىشود : 1 - جمع دو ضمير - و مقصود از آن استعمال دو ضمير است نسبت بمرجع واحد چنان كه در اين بيت از شاهنامه : من اكنون ترا اى نبرده سوار * پياده بياموزمت كارزار كه ضمير ( ترا ) و ضمير متصل ( بياموزمت ) به يك مرجع بازميگردد و اينك نمونه از معارف ولد : « كه از هيچ جنسيت آن خوشيت نباشد » ص 254 « تا به منقارت پاره‌پاره نكندت » ص 256 « اللّه او را كجا مىبردش » « و تو آن را خورديش » ص 95 « ترا