فريد الدين العطار النيسابوري
54
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )
خهخه اى طاووسِ باغ هشت در * سوختى از زخمِ مارِ هفت سر صحبتِ اين مار در خونت فكند * وز بهشتِ عَدْن بيرونت فكند بر گرفتت سِدرَه و طوبى ز راه * كردت از سدِ طبيعت دل سياه تا نگردانى هلاك اين مار را * كى شوى شايسته اين اسرار را گر خلاصى باشد زين مارِ زشت * آدمت با خاص گيرد در بهشت . مرحبا اى خوش تذروِ دوربين * چشمهء دل غرقِ بحرِ نور بين اين ميانِ چاهِ ظلمت مانده * مبتلاىِ حبسِ تهمت مانده خويش را زين چاهِ ظلمانى بر آر * سر ز اوجِ عرشِ رحمانى برآر همچو يوسف بگذر از زندان و چاه * تا شوى در مصرِ عزّت پادشاه گر چنين مُلكى مسلّم آيدت * يوسفِ صدّيق همدم آيدت .