فريد الدين العطار النيسابوري
52
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )
خهخه اى كبكِ خرامان در خرام * خوش خوشى از كوهِ عرفان در خرام قهقهه در شيوهء اين راه زن * حلقه بر سندانِ دارُ اللّه زن كوهِ خود در هم گداز از فاقهاى * تا برون آيد ز كوهت ناقهاى چون مُسلَّم ناقهاى يا بى جوان * جوى شير و انگبين بينى روان ناقه مىران گر مصالح آيدت * خود به استقبال صالح آيدت . مرحبا اى تُنْگْ باز تنگ چشم * چند خواهى بود تند و تيز خشم نامهء عشقِ ازل بر پاى بند * تا ابد آن نامه را مگشاى بند عقلِ مادرْ زاد كن با دل بَدَل * تا يكى بينى ابَد را با ازَل چار چوبِ طبع بشكن مردوار * در درونِ غارِ وحدت كن قرار چون به غار اندر قرار آيد تو را * صدرِ عالم يارِ غار آيد تو را .