فريد الدين العطار النيسابوري
38
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )
چون نبود او تا كند بيعت قبول * بُد به جاى دستِ او دستِ رسول حاضران گفتند ما بر سودمى * گر چو ذو النّورَين غايب بودمى . در نعت على رضى اللّه عنه خواجهء حق پيشواىِ راستين * كوهِ حلم و بابِ علم و قطبِ دين ساقىِ كوثر ، امامِ رهنماى * ابن عمِ مصطفى ، شيرِ خداى مرتضاىِ مجتبا ، جُفتِ بتول * خواجهء معصوم ، دامادِ رسول در بيانِ رهنمونى آمده * صاحبْ اسرارِ « سَلُونى » آمده مقتدا ، بى شك ، به استحقاق اوست * مفتىِ مطلق علَى الإطلاق اوست چون على از عَيْبَههاى حق يكىست * عقل را در بينشِ او كى شكىست هم ز « اقضا كُم عَلِى » جان آگه است * هم « عَلِى مَمسُوس فى ذاتِ اللّه » است از دمِ عيسى كسى گر زنده خاست * او ، به دَم ، دستِ بُريده كرد راست گشته اندر كعبه آن صاحب قبول * بُت شكن بر پُشتىِ دوشِ رسول در ضميرش بود مكنوناتِ غيب * زان بر آوردى يدِ بيضا ز جَيْب