فريد الدين العطار النيسابوري
160
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )
گفت « اين ديدم عجايب حسبِ حال * كاين سگِ نَفْسم همى هفتاد سال گور كندن ديد و يك ساعت نمرد * يك دمم فرمانِ يك طاعت نبرد . » الحكاية و التمثيل يك شبى عبّاسه گفت « اى حاضران * اين همه گر پر شوند از كافران پس همه از تركمانى پر فضول * از سرِ صدقى كنند ايمان قبول اين تواند بود ، امّا آمدند * انبيا اين صد هزار و بيست و اند تا شود اين نفسِ كافر يك زمان * يا مسلمان ، يا بميرد در ميان اين نيارستند كرد و آن رواست * در ميان چندين تفاوت از چه خاست ؟ » ما همه در حكمِ نفسِ كافريم * در درونِ خويش كافر پروريم كافرىست اين نفسِ نا فرمان چنين * كشتنِ او كى بود آسان چنين چون مدد مىگيرد اين نفس از دو راه * بس عجب باشد اگر گردد تباه دل ، سوارِ مملكت آمد مقيم * روز و شب اين نفسِ سگ او را نديم اسب چندانى كه مىتازد سوار * بر برِ او مىدود سگ در شكار