فريد الدين العطار النيسابوري

144

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

يا مرا در خانهء خود دِه قرار * يا نه اندر خانهء خويشم گذار . » تا نباشد عاشقى چون رابعه * كى شناسد قدرِ صاحبْ واقعه تا تو مىگردى درين بحرِ فضول * موج بر مىخيزد از ردّ و قبول گه ز پيشِ كعبه بازت مىدهند * گه درونِ دير رازت مىدهند گر ازين گرداب سر بيرون كنى * هر نفس جمعيّتى افزون كنى ور درين گرداب مانى مبتلا * سر بسى گردد تو را چون آسيا بوىِ جمعيّت نيابى يك نَفَس * مى بشولد وقتِ تو از يك مگس . الحكاية و التمثيل بود در كنجى يكى ديوانه خوار * پيش او شد آن عزيز نامدار گفت « مىبينم تو را اهليّتى * هست در اهليّتت جمعيّتى . » گفت « كى جمعيّتى يابم ز كس ؟ * چون خلاصم نيست از كيك و مگس . جملهء روزم مگس دارد عذاب * جملهء شب نايدم از كيك خواب نيم سارَخْكى چو در نمرود شد * مغزِ آن سر گشته دل پر دود شد