فريد الدين العطار النيسابوري

مقدمه 56

ديوان عطار ( فارسى )

در غزل « دل نظر بر روى آن شمع جهان مىافكند » ( ص 79 ) عبارت « پستهء شيرينش » را تراشيده « بيضهء شيرينش » كرده‌اند ( سطر 18 ) در غزل « برق عشق از آتش و از خون جهد » ( ص 83 ) عبارت « بر خم آن طرّه » را تراشيده « پرچم آن طرّه ، كرده‌اند ( ص 84 سطر 4 ) در غزل « ترسا بچه‌اى بدلستانى » ( ص 309 ) عبارت « چون آتش » را تراشيده « پرآتش » كرده‌اند . در غزل « عشق چيست از خويش بيرون آمدن » ( ص 260 ) عبارت « ور سركم كاستى » را « كم كاشتى » كرده‌اند و در مقطع همين غزل عبارت « سست دين » را « شست دين » كرده‌اند . در غزل « گشت جهان همچو نگار اى غلام » ( ص 212 ) عبارت « خاك كند چون تو هزار . . . » كلمهء « تو » را تراشيده و « چون » را « خون » كرده‌اند و عبارت به صورت « خاك كند خون هزار » درآمده است و قس علىهذا . در موارد ديگر « خون » « چون » و « ارى » « ازوى » و « ناگذرانى تو در جهان » « تا گذرانى » و نظاير اينها شده است . غزل « هر گدايى مرد سلطان كى شود » در صفحهء 132 نه بيت است و ظاهرا غزل تمام مىشود ، ولى ده بيت بقيهء غزل در اول صفحهء 136 آمده است در صورتى كه در اين اوراق افتادگى يا چيزى كه حكايت از مشوّش شدن صفحات در صحافى باشد وجود ندارد . در غزل « سخن عشق جز اشارت نيست » كاتب اشتباها دو بيت از ديگران را كه قوافى آن « روايت » و « آيت » مىباشد آورده است كه شرح آن در ذيل صفحهء 76 ديوان حاضر آمده است . در غزل :