فريد الدين العطار النيسابوري

مقدمه 40

ديوان عطار ( فارسى )

مثل : به پرده و بيكبار و امثال آن . 7 - كه حرف ربط را به صورت كى و گاهى دو نقطه به روى آن مىگذارد كى و كى را به صورت كى و دو نقطه زير آن مىگذارد كى در غزل ، هر گدايى مرد سلطان كى شود * پشّه‌اى آخر سليمان كى شود كى را به صورت كى نوشته است ( ص 29 ) 8 - كه و چه ( ادات ربط ) وقتى به كلمه‌اى ملحق مىشود با حذف هاء مختفى نوشته شده است . مثل : آنك بجاى آنكه و اينك بجاى اينكه و چندانك بجاى چندانكه و آنچ بجاى آنچه و قس علىهذا . 9 - كلمات مختوم بهاء غير ملفوظ را در حال جمع متصل به علامت جمع نوشته است . مثل : چشمها بجاى چشمه‌ها و امثال آن . 10 - گذاشتن همزه بجاى ياء اضافه به صورتى كه امروز معمول است . مثل : بهاء بوسه بجاى بهاى بوسه و سوداء عشق بجاى سوداى عشق و فناء بجاى فناى و درياء بجاى درياى و قس علىهذا . 11 - بهم چسبانيدن و سر هم نوشتن بسيارى از كلمات كه معمولا جدا نوشته مىشود . مثل : چدانم بجاى چه دانم و چگشايد بجاى چه گشايد و كجون بجاى كه چون و غيره . و كلمات موى و روى و بوى و برى و زنى و امثال آن را بهم چسبيده و متصل مىنويسد . در غزل « روى تو شمع آفتاب بسست » كه گراور آن در اينجا نقل شده