فريد الدين العطار النيسابوري
مقدمه 28
ديوان عطار ( فارسى )
هر آن چيزى كه بايد بيش از آن هست * چرا يازم به سوى اين و آن دست « 1 » و به مناسبت همين بىنيازى است كه شيخ عطار مناعت طبع و همت بلند خويش را حفظ كرده است و از قدر و قيمت سخن نكاسته و آن را بمدح نيالوده و روشنى و پاكيزگى طبع لطيف را با ظلمت مدح كدر و تيره نساخته است : لاجرم اكنون سخن با قيمت است * مدح منسوخ است و وقت حكمتست دل ز منسوخ وز ممدوحم گرفت * ظلمت ممدوح در روحم گرفت تا ابد ممدوح من حكمت بس است * در سر جان من اين همت بس است « 2 » آثار عطار تعداد كتبى را كه به عطار نسبت دادهاند از صد جلد متجاوز است . در اين كه شيخ عطار بسيار شعر گفته است ترديدى نيست زيرا خود شيخ متذكر شده است كه ز هر در سخن گفته و بسيار گفته است و مكرر خود را بسيار گوى خوانده است : ز هر در گفتم و بسيار گفتم * چو زير چنگ شعرى راز گفتم « 3 » كسى كو چون منى را عيب جويست * همين گويد كه او بسيارگويست « 4 » و گاهى از اينكه بسيار شعر گفته است اظهار تأسف كرده است كه زبانى را كه مىبايست به ذكر خدا مشغول دارد به شعر گفتن فرسوده است : زبان كه از پى ذكر توام همىبايست * بشعر بيهده فرسود چون زبان درا « 5 » حقيقت آنست كه بحر بىكرانهء معانى در دل عطار چنان مواج و متلاطم بوده است كه طبع گهربارش نمىدانسته است چگونه آنها را به رشتهء نظم درآورد : فريد است اين زمان بحر معانى * كه بر وى ختم شد گوهرفشانى ز بس معنى كه دارم مىندانم * كه هريك را بهم چون در رسانم « 6 » معانى ضميرم را عدد نيست * مرا اين بس كه از خلقم مدد نيست نه غايت مىدرآيد در معانى * نه نقصان مىپذيرد اين روانى « 7 » * * * در ميان كتب متعددى كه به عطار نسبت دادهاند آثارى كه بدون ترديد از عطار است همانهائى است كه خود شيخ عطار در خسرونامه از آنها نام برده است : مصيبتنامه زاد رهروانست * الهىنامه گنج خسروانست « 8 »
--> ( 1 ) - الهىنامه چاپ استانبول بتصحيح ه . ريتر ص 367 س 14 ( 2 ) - مصيبتنامه چاپ تهران بتصحيح دكتر نورانى وصال ص 47 س 13 ( 3 ) - خسرونامه بتصحيح احمد سهيلى خوانسارى ص 393 س 12 ( 4 ) - خسرونامه ص 393 س 18 ( 5 ) - همين ديوان ص 721 س 7 ( 6 ) - خسرونامه ص 329 ( 7 ) - خسرونامه چاپ تهران ص 251 س 15 ( 8 ) - خسرونامه چاپ تهران ص 33 س 18