عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 43

عوارف المعارف ( فارسى )

گاهى تقسيمات نثر را با نظم تأكيد و بيان كرده است : ابن عطا - قد - گفته است استجابت بر چهار وجه است : اوّل اجابت توحيد ، دوم اجابت تحقيق ، سوّم اجابت تسليم ، چهارم اجابت تقريب . و معنى اين هر چهار در اين رباعى تعبيه است ، شعر : با شرع بساز ، تا ز بد باز رهى * تسليم گزين تا ز خرد باز رهى در نور عيان ز ديو و دد باز رهى * در تابش دوستى ز خود باز رهى ( ص 15 ) براى آوردن شعرى كه مطمح نظر اوست اين چنين مقدّمه مىچيند : آنچه غوغاى بشريّت و قاذورات انسانيّت باشد ، از لوح اندرون محو شود و باطن صفاى كلّى بيابد . . . عروس معانى بر منصّهء مهجة القلب جلوه نمايد چنان كه سنائى گويد : عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد * كه دار الملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا ( ص 16 ) گاهى از ابياتى استفاده مىكند كه حاوى اشارات قرآنى و اصطلاحات صوفيانه است : عُشّاق تو از الَست مست آمده‌اند * سرمست ز بادهء الست آمده‌اند ( ص 17 ) فقر در نيستى قدم زدنست * بر سر كوى غم علم زدنست هر چه ميراث آدم و حواست * در خرابات درد كم زدنست ( ص 28 ) فانى ز خود و به دوست باقى * اين طرفه كه نيستند و هستند اين طايفه‌اند اهل توحيد * باقى همه خويشتن‌پرستند ( ص 30 ) در مواردى از كلمات نظم ، در نثر استفاده كرده است : هر آن كس كه فقر او صحّت يافت ، ازل او ابد ، و ابد او ازل ، اوّل او آخر ، آخر او اوّل ؛ عيان او نهان ، نهان او عيان . بلبل وقتش بدين ابيات مترنّم بود ، شعر : سحرگهى كه ازل با ابد قرين گردد * نهان عيان شود و آسمان زمين گردد . ( ص 78 )