عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
مقدمه 39
عوارف المعارف ( فارسى )
برديم . » ( ص 83 ) ؛ شكم زدن ، شكمبارگى كردن : « همّت و نهمت ايشان شكم زدن باشد . ( ص 166 ) ؛ عذر كردن ، عذر خواستن : « و چون جافى عذر كند ، حاضران بايد كه عذر او قبول كنند . » ( ص 55 ) ؛ فراخ سخن ؛ زيادهگوى : « دشمنترين امّتان من به من شخصى باشد پرگوى و فراخ سخن . » ( ص 109 ) ؛ كم زدن ، فروتنى و اظهار عجز كردن : « هر چه ميراث آدم و حواست * در خرابات درد كم زدنست . » ( ص 28 ) مهجة القلب ، جان و خون دل : عروس معانى بر منصّهء مهجة القلب جلوه نمايد . » ( ص 16 ) . علاوه بر لغات و تركيبات مذكور در فهرست لغات ، كلمات و تركيباتى در ترجمه به كار برده است كه از نظر ادبى جالب توجه است و در اينجا به مقدارى از آنها اشاره مىشود : آيتهاى بزرگوار ، آيتهاى كريمه ( ص 159 ) ؛ براتنامه ، جواز حواله نامه ( ص 47 ) ؛ بيرانى ، ويرانى ( ص 188 ) ؛ پاديدار ، پديدار ( ص 122 ) ؛ پارهاى ، جرعهاى : « پارهاى آب حاصل كردم . » ( ص 113 ) ؛ زمن ( مخفّف زمين ) ( ص 1 ) ؛ سخنهاى گستاخوار ، قبيح و ناپسند ( ص 32 ) ؛ فريشته ، فرشته ( ص 160 ) ؛ گلغونه ، گلگونه ( ص 47 ) اهميّت عرفانى ترجمه چون كتاب عوارف المعارف سهروردى مقبول طبع طايفهء صوفيان صافى و برخوردار از شهرت و محبوبيّت فراوان بوده است و از طرفى كتاب به زبان عربى بوده و درك و فهم آن براى متصوّفهء فارسى زبان امكان نداشته ، مترجم ، بنا به التماس ياران و اشارت مراد خود ، كمر همّت به ميان بسته و اين اثر نفيس را به فارسى ترجمه كرده و بدينوسيله نفع آن را عامّ ساخته و نياز پيروان تصوّف ، بهويژه طرفداران مكتب سهرورديّه ، را برآورده است . چنان كه در باب زندگانى مترجم اشارت رفت ، او خود از صوفيان قرن هفتم هجرى و پيرو طريقهء سهروردى است لذا ترجمه ، كاملا عارفانه و دلكش است و نشاندهندهء تبحّر و بينش صوفيانهء مترجم . مثلا در بحث تقسيم علوم مىگويد : نطاق وقت تنگ بود و عمر كوتاه و وقت عزيز ، اگر نه مىخواستم كه شرح اين علوم در مجلدات بنويسم . ( ص 19 ) هرجا كه سخن تصوّف و صوفى به ميان مىآيد ، انديشهء او اوج مىگيرد و مركب قلمش به جولان درمىآيد : طايفهء صوفيان بر نظم عقد صدق و تحصيل خلاصهء دين روزگار سپرند و اسباب استقامت مملكت دل و استدامت دولت روح مهيّا دارند . ( ص 85 )