عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
33
عوارف المعارف ( فارسى )
باب دهم در بيان رتبت شيخى و مقتدائى قال رسول اللّه - صلعم - : « و الّذى نفس محمّد بيده ، لأن شئتم لاقسمنّ لكم انّ احبّ عباد اللّه الى اللّه ، الّذين يحبّون اللّه الى عباده و يحبّون عباد اللّه الى اللّه ، و يمشون فى الارض بالنّصيحة » « * » يعنى رسول خداى تعالى - صلعم - گفت : ياران را : اگر شما مىخواهيد تا به دليل ساطع و برهان قاطع ، بر شما مبيّن و معيّن كنم كه ، دوستترين بندگان به حضرت كداممان باشند ؟ گفتند : بلى يا رسول اللّه مىخواهيم . گفت : قومى باشند كه در پناه فكر ثاقب و حمايت رأى صائب باشند . و به عقل كامل و علم شامل راه نمايندهء محبّان حضرت ربّ الأرباب باشند . خداوند تبارك و تعالى ، به دوست بندگان كنند ، و بندگان را به دوست بارى سبحانه و تعالى كنند . و در زمين به اقامت شرائط نصيحت ، به اقصى جدّ و جهد برسند . و موايد و عوايد الطاف ايزدى ، با دوستان مىگويند . تا خلوتخانهء ايشان به نور محبّت منوّر شود . و خشيت و رهبت ، شعار و دثار ايشان گردد . و در مأمورات سعى نمايند ، و عنان جذبات شهوات از دست طبيعت بستانند . چون ، بدين خصال پسنديده و اخلاق گزيده قيام نمايند هرآينه به خلعت كرامت و لباس محبّت مخصوص شوند ، و از جملهء محبوبان مراد گردند . مصنّف - رحمة الله عليه - گفت : منصب شيخى و مرتبت مقتدائى در طريقت صوفيان ، عالىمقامى است از حضرت رسالت در استدعاى خلايق به حضرت الهيّت . امّا وجه آنكه شيخ مريد را دوست خداى تعالى گرداند ، آنست كه : شيخ راه متابعت و مشايعت به سيرت و سمت رسول عليه السّلام جدّ و جهد نمايد ، چون در اتّباع و اقتداء درست آيد ، محبوب و منظور حضرت عزّت آيد ، تصديق اين معنى از بيان شافى قرآن مقرّر مىشود . قال اللّه تعالى : « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ ، فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » « * * » اگر مىخواهيد كه نسيم محبّت [ حضرت عزّت بر چمن زمين شما وزد ، به دل و جان متابع ] افعال [ اقوال ] و احوال رسول امّى عربى شويد ، - صلى اللّه عليه و سلّم - . امّا وجه آنكه خداى تعالى را دوست بندگان گرداند ، آنست كه : شيخ مريد را فرمايد ، تا به تزكيهء نفس مشغول شود . چون نفس پاك شود از آلايش و نمايش ، آينهء دل روشن شود . عكس انوار عظمت الهيّت در او ظاهر شود . جمال توحيد روى نمايد ، چشم بصيرت مريد گشوده شود ، مطالع جلال قدم شود ، كمال ازلى باز بيند ، هرآينه محبّ حضرت لميزل شود لامحاله ، و چون آينهء دل مصفّا شود به نور بصيرت ، حقيقت هر دو عالم و حاصل هر دو منزل ببيند و آنچه فانى و بىثبات باشد دشمن گيرد ، و آنچه باقى و با فايده باشد دوست گيرد ، و در آن سعى نمايد كه آن را حاصل كند از سر ذوق و شوق ، و اين تزكيهء نفس و تصفيهء دل دست ندهد ، الّا ، به تربيت شيخ كامل . هرآينه روشن شود كه شيخ مقتدائى را شايد ، از جملهء جنود
--> ( * ) عوارف ص 83 . ( * * ) آل عمران / 3 : 31 .