عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 1

عوارف المعارف ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مقدّمه [ مصحح ] تعريف تصوّف و منشأ آن از مطالعهء تعاريف مختلف « صوفى » و « متصوّف » و « تصوّف » چنين برمىآيد كه گروهى كه در كشف حقايق هستى به ذوق و اشراق و نه به برهان و استدلال توسل جسته‌اند ، صوفى و متصوّف نام گرفته‌اند و راهى كه براى وصول به حقيقت برگزيده‌اند ، تصوّف خوانده شده است . در وجه اشتقاق تصوّف و تعريف آن ، سخنان فراوانى در مآخذ قديم و جديد موجود است 1 كه بازگويى آنها در اينجا ضرورتى ندارد . امّا از مجموع آن گفته‌ها ، كه زاييدهء طرز تفكّر صوفيان بنام و پيشوايان طريقتهاى مختلف صوفيه است ، معلوم مىشود كه هستى ، چنان كه در نزد طبقهء عوام متداول است ، صرفا تولّد و طفوليّت و شباب و شيب نيست ؛ بلكه پيمودن اين مراحل ، تمهيدى است براى ساختن حيات واقعى و جاويد كه پس از مرگ شروع مىشود 2 و با تجليّات معنوى و اشراقات غيبى گاه‌به‌گاه همراه است و بعد از فناى ظاهرى به ابديّت مىپيوندد ، و بين اثر و مؤثّر و مخلوق و خالق وحدتى ناگسستنى چنان كه در ازل بود پيدا مىشود و سالك « آنچه اندر وهم نايد آن شود » . از اين روست كه زهد و عبادت كم‌كم جاى خود را ، به علم و معرفت مىسپارد و پس از پختگى و آراستگى و تهذيب نفس و گسستن از ماديّات و آزادى « ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد » ، مرحلهء وحدت وجود فرا مىرسد و عارف به آيهء شريفهء « وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ » ( آ 4 / س 57 ) مترنّم مىگردد . و اينجاست كه صوفى ، صافى مىشود و اصل نداى « إِنَّا لِلَّهِ » سر مىدهد . در منشاء تصوّف اسلامى ، محقّقان اروپايى در گذشته و حال آراء مختلفى ابراز كرده‌اند : برخى تصوف را از منشأ ايرانى ناشى دانسته 3 و كوشيده‌اند عقايد شهاب الدّين سهروردى مقتول را