روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

مقدمه 49

عبهر العاشقين ( فارسى )

مؤلف تحفة العرفان « 1 » از بعض مصنّفات روزبهان « 2 » نقل مىكند : « چون بسنّ بيست ( و ) پنج سال رسيدم ، وحشتى عظيم از خلق مرا ظاهر شد ، گاه‌گاهى نسايم قدس بر جانم مىوزيد ، نمىدانستم كه چيست . گاه‌گاهى هاتفى از غيب آوازى دادى ، تا در شبى در صحرايى بودم ، آوازى شنيدم به‌غايت خوش ، چنانچه از ان آواز شورى عظيم و وجدى بر من غالب شد ، از پى مىرفتم تا بسر تلّى رسيدم ، شخصى ديدم نيكوروى بر هيئت صوفيان ، سخنى چند در باب توحيد تقرير فرمود ، ندانستم كه بود ، ناگاه از چشمم غايب گشت ، سكر بر من غلبه كرد ، روز ديگر هر چه داشتم برانداختم . . . » و نيز مؤلف تحفة العرفان آرد « 3 » : « و از معتبران منقولست كه از انواع رياضت كه شيخ كشيده يكى آن بود كه هفت سال در كوه « به موى » كه صبوى شهر شيرازست به يك خرقه بسر برده چنانچه غسل و وضو در زمستان و تابستان در ان كرده بود ، و آن خرقه از گردن بيرون نياورد ، و كس نديد كه او تناولى كرد ، چنانچه مريدان انواع اطعمه به خدمتش بردندى ، روز ديگر بر سر كوهها آن طعامها خورش وحوش و طيور بودى ، گاه‌گاهى گفتى كه « اى كوه به موى ! بسى انوار تجلّى بر تو يافته‌ام . » و همين مؤلف نويسد « 4 » : « شرح رياضاتى كه شيخ - قدّس سرّه - در ابتداى حال كشيده ، بيش از آنست كه تعداد آن توان « 5 » كرد يا در قلم توان آورد . از : صيام و قيام و انواع رياضات و اصناف اوراد كه او را بوده است

--> ( 1 ) - ورق 11 ب . ( 2 ) - ظاهرا همان ترجمهء احوال روزبهان است بقلم خود او كه در كشف الاسرار آمده . ( م . م . ) ( 3 ) - ورق 11 ب - 12 الف . ( 4 ) - ورق 13 الف . ( 5 ) - در اصل : تواند .