روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

مقدمه 13

عبهر العاشقين ( فارسى )

در ازل با هم پيمان بستند كه از يكديگر جدا نگردند . » پس اصحاب صيحه زدند و وجد نمودند « 1 » . مؤلف تحفة العرفان نويسد « 2 » : « چنين منقولست كه روزى در سر روضهء قطب الاولياء شيخ ابو عبد اللّه خفيف - رحمة اللّه عليه - جمعيّتى عظيم از علما و مشايخ شيراز و غيرهم ( گرد آمده بودند ) از جملهء ايشان يكى سرور علماء زمان شمس الدين ترك - رحمة اللّه عليه - ، و در آن مجمع استدعائى از شيخ كرد و فرمود كه « شيخ افاده‌اى فرمايد تا همگنان حظّى يابند . » شيخ روزبهان - قدّس اللّه سرّه - در جواب فرمود : « شايستهء اين اسرار گوشى مىطلبم . » امام شمس الدين ترك - كه از جملهء فصحاى زمان بود گفت : « شيخ روزبهان ! با شيخ ابو عبد اللّه بگوى ! » شيخ برخاست و طيلسان مبارك بر سر انداخت و روى با خدمت شيخ كرد در سخن آمد . سخن به جايى رسانيد كه شور از خلق برآمد ، و بيشتر مشايخ كه حاضر بودند خرقه‌ها را چاك كردند و هيچ‌كس در آن مجمع بىبهره نماند . » اواخر عمر از پايان عمر او تاريخهاى دقيقى در دست نيست . مىدانيم كه در 591 مرشد او جاگير كردى در عراق درگذشت ، و در همان سال جانشين امير تكله ، سعد بن زنگى ( 591 - 623 ه . ) با او بدرفتارى كرد ، ولى عاقبت وى را مورد احترام قرار داد . بعد از سنهء مذكور ، روزبهان ترجمهء فارسى « منطق » « 3 » را بعنوان « شرح الشطحيات » به پايان رسانيد « 4 » .

--> ( 1 ) - و گفته‌اند گروهى بمردند . شد الازار ايضا ، هزار مزار ايضا ، نفحات ايضا . ( 2 ) - ورق 26 الف . ( 3 ) - ذكر آن بيايد . ( 4 ) - ماسينيون 276 - 277 بنقل از كشف الاسرار .