روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

16

عبهر العاشقين ( فارسى )

برهد و اين در جهان عقول ( و ) نزد شريعت ، چون بر احكام و امر الهى نباشد ، مذموم باشد . ( 32 ) اما آنچه طبيعى است ، كه از لطافت عناصر اربعه است ، كه مهيّج آن يمينا « 4 » نفس ناطقه است ، و شمالا نفس امّاره است ، و فوقا نفس كلّ است ، و تحتا نفس فريبنده است ، اگر غلبه عقليّات و روحانيّات را باشد ، محمود است ؛ و اگر نه ، كه [ a 13 ] ميلان طبع جسمانى است ، در محلّ عشّاق ، مذموم است ؛ و مآل اين طايفه هر دو - چون عقل و علم غالب نيست - جز هاويهء دوزخ نيست . اينجا بدين آتش بسوزند كه شهوت حيوانى است ، و آنجا بدان آتش بسوزند كه آتش جسمانى است . ( 33 ) امّا عشق روحانى ، آنست كه آن خواصّ النّاس را باشد . جواهر صورت و معانيشان صفاء روح مقدّس يافته ، و تهذيب از جهان عقل ديده ، صورتشان همرنگ دل باشد . هر چه از مستحسنات ببينند ، در عشق آن به‌غايت استغراق برسند . مادام كه به آتش مجاهدت ، خبث طبع انسانى محترق شده باشد ، و آتش شهوات از صرصر انفاس خمود يافته باشد ، اين عشق بعشق اهل معرفت پيوندد ؛ چون نردبان پايهء ملكوت باشد ، لاجرم « 15 » مستحسن باشد نزد [ b 13 ] مذهب اهل عشق . ( 34 ) امّا عشق عقلى ، از سير عقل كلّ در جوار نفس ناطقه در عالم ملكوت پديد آيد از لوائح مشاهدهء جبروت . اين بدايت عشق الهى است . امّا عشق الهى ، ذروهء علياست ، درجهء قصوى است ، و آن را بداياتست .

--> ( 4 ) يمينا : يمينآى A . ( 15 ) لا جرم : ار حرم A .