روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
مقدمه 98
عبهر العاشقين ( فارسى )
در خشم شدى كه گفتمت ترك منى * بيزارم ازين حديث ، هندوى توام . ( عبهر العاشقين ص 37 - 38 ) « اى دانهء مرغان بستان ملك ! و اى آفتاب مشرق ! اى ترك ! زينهار كه اگر روزى عاشقت از سر مستى سر زلفت گيرد ، يا به مباشرت - خاك در ديده - در پاى تو ميرد ، نگوئى كه اين چه غلطست ؟ نيست غلط در عشق خاص ميل طبع روحانى . . . » ( ايضا ص 42 - 43 ) « بدخوئى مكن ، اى ترك رعنا ! چون مجمرهء عود فعل خاص در روى تست ، و شراب الفت شاهد قدم در قدح جان پاك تست . » ( ايضا ص 65 ) « اى رمز عشق در مداوات جنون محبّت در ديوان طبيبان ، اى سكون اطفال مهد اسرار ، و اى شموس حقيقت انوار ، درآى در ميادين جانم ، تا به تركى گوى ايمان بصولجان عشق از مقطع حدثان به « ايّدناه بروح القدس » بگذرانى ، و حلل كارخانهء رسم آدم بر تن و جان از شوخى بدرانى . » ( ايضا ص 71 ) « مگر نديدى كه آن ترك رعنا دلم را چون غارت كرد ، تا بدان حدّ كه دزدان طبيعت را بدست زنگيان زلف عنبرينش داد ، تا در تحت اوراق گلستان رويش سر از تن آدم برداشتند ؟ مگر نديدى كه رنگ چشم شوخش به جان آشفته در طلب جانان از نايافت ديوانه شراب مفرّح عشق چون داد . . . » ( ايضا ص 82 )