نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
96
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
نزديكى كه با وى داشتم از او شنيدم از اين خاطره خوددارى كن چه آنكه خدا از چنين خاطرهاى بيزار است و اين خاطره همانا خاطرهى شيطانى است كه بدينوسيله با تو ملاحظت كرده و حيلهگرى - مىنمايد و اوست كه خود را به نام مريد ( بفتح ميم به معناى سركش ) ناميده گويا مىپندارى كه او به خود ناسزا نمىگويد و تو هستى كه وى را مردود و سركش مىخوانى و حال آنكه چنين نيست و او مىخواهد با اين دسيسه كه تأليف چنان كتابى باشد تو را از ياد خدا دور بسازد و پرده نسيان بر چهرهء حقيقت بكشد با شنيدن اين واقعه متنبه شده و از تأليف آن منصرف گرديدم . مشورت با شيخ هرگاه خاطرهاى در دل تو خطور كرد و يا تمايلى در آن بوجود آمد براى انجام آن با شيخ خود مشورت نما اگر گفت اين خاطرهاى كه قلبت را بدان متوجه ساخته خاطرهى حق است يقين بدان كه آن حق است و اگر اظهار كند كه آن خاطرهى نفسانى و يا چنين و چنان است بدانكه به همان حالى است كه وى اظهار داشته و اين قانون همواره بايد رعايت شود تا چاشنى ذوق نصيب تو بشود و آنگاه كه از چاشنى ذوق برخوردار گرديدى خود آن خاطره را خواهى شناخت و حق از باطل را امتياز خواهى داد و انگبين از حنظل را با ذوق معنوى جدا خواهى كرد .