نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

77

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

جائى كه امكان ديد براى تو ميسر است رنگهاى مختلفى را از قبيل سبز و قرمز و زرد و كبود ديدار نمودى ، بايد بدانى كه گذرگاه تو از آن هوا و برخورد تو با آن رنگها حاكى از رنگهاى احوال است : بدين توضيح كه رنگ سبز نشانى از حيات دل است و رنگ آتش در صورتى كه بيرون از كدورت بود و صاف و پاك باشد نشانى از حيات همت است و همت همان قدرت است و اگر در آن حال رنگ كدرى را به مشاهدهء خود در آوردى بايد بدانى كه آن رنگ نشانى از آتش شدت و ناراحتى است و دليل بر آن است كه سالك ساير بر اثر مجاهدهء با نفس و شيطان به رنج و زحمت گرفتار شده است و رنگ كبود رنگ حيات نفس و رنگ زرد نشانى از ضعف و ناتوانى است . ( 1 ) بارى آنچه گفته شد معانى و حقايقى هستند كه با زبان ذوق و مشاهده با مشاهده‌كننده سخن مىگويند و به راستى دو شاهد عادلند كه از وجود حقايقى به راستى و درستى گواهى مىدهند زيرا چشش تو در آن چيزى است كه با ديدهء بصيرت مشاهده مىنمائى و نتيجه‌ى بينائى تو در آن چيزى است كه با كام ذوق آن را مىچشى اينك آنگاه كه به مشاهده نور سبز نائل آيى آرامشى در دل و شرح صدرى در سينه و شادابى در باطن و لذتى در روح و بينائى در چشم احساس خواهى كرد و همگى آنها صفات حياتند كه سالك در مسير سلوك خويش بدست مىآورد .