نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
147
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
اسب به گوش مىرسد و همين هم سر تسليم بودن شيطان و الهام تقواى نفس است و اينكه گفتيم استطاعت مالى عبارت از تنزل از فانى در فانى و از آن منتهى به فانى مىشود مرادمان فناى مال در فانى است كه فناى نيروى نفسانى و شهوانى باشد كه هر دوى آنها فانيند زيرا نفس و شهوت هرگاه از راه راست منحرف گردند و منهج مستقيم را از دست بدهند در بيابانهاى هيبت سرگردان و متحير شوند با توجه بدين معنى اين سؤال پيش مىآيد كه مگر هيبت در طريق قلب روح نيست يعنى از اين ناحيه سرچشمه نمىگيرد در پاسخ مىگوئيم ارى سرچشمه هيبت از قلب در روح است و روح و قلب هم دو حقيقتى هستند كه به آهنگ حق قيام مىنمايند و فرمان او را بجاى مىآورند و از دستور او سرپيچى نمىكنند و با تمام نيرو در طلب او مىكوشند و هرگاه گردباد هيبت به وزش در آيد و آنها را در تيرگى خويش در آورد نورهاى جمال و بخشايش و عنايات حق دامنگير آنها مىشود و قلب و روح از درخشش آنها كمال استفاده را كرده و از بركت لطف او هيچگونه خوف و ترسى از گردباد هيبت در خود احساس نمىكنند . پس هرگاه هوا و شهوت از مصاحبت قلب و روح برخوردار گردند و پيشدستيهاى هيبت آنها را به خود متوجه سازد ناراحتى در وجود آنها احساس نمىشود بلكه از حقيقت توبه و انابه برخوردار گرديده و حلقهى استفاده را از بواعث هوا و شهوت بدست مىگيرند