نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

143

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

سر كه يكى از لطائف است به گردآورى احباب مىپردازد و همت اثر همان جمعيت و نشانه آن اجتماع است . گاهى در مقام سؤال به زبان مىآيد كه نهايت در عشق در چيست ؟ در پاسخ گفته مىشود نهايت در بازگشت به بدايت آن است يعنى آغاز و انجامش يكى است و آغاز آن درخواست جنس از جنس است كه كند هم‌جنس با هم‌جنس پرواز و آن هم منحصر به نور و لطف است كه به نورش جهان عشق منور گشته و بر اثر لطفش دل عشاق را متوجه به معشوقان نموده و آنها را مهربان با عاشقان قرار مىدهد و همجنسى مستلزم آن است كه تمنا و آرزو توأم با شهوت و اراده با فؤاد و محبت با قلب و عشق با روح و وصل همگام با سر بوده باشد و تصرف هم هم‌آواى با همت و صفا در صفت و فنا در ذات و بقا بذات محسوس گردد و نور و لطف از آغاز تا انجام را منور ساخته و لطف عامش همه را فرا گرفته باشد و اول و آخرى در آن احساس نشود بلكه در همه احوال باقى به او و طالب او بوده باشد .