نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

122

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

اينكه به شرافت و اهميتى كه بالاتر از موقعيت آسمان است نايل مىآيد - و بر آن تفوق پيدا مىكند و يا مىگوئيم در وجود آدمى از از هر معدنى گوهرهائى تعبيه شده است و طالب هر معدنى جنس مناسب با آن را تهيه مىنمايد و هرگاه در ارادت خود صادق و پايدار باشد و به راستى در مقام طلب برآيد و دست از كوشش و طلب بر ندارد آن اصل را بدست آورده و بدان به پيوندد و اتفاق نيفتاد كه آسمان را در زير پا يا در درون خود مشاهده كنم مگر آنكه در درون خويش طلب و عقابى احساس كرده كه چرا در آسمان نبودم و يا چرا بزرگتر از آسمان و يا بحسب تفوقى كه دارم چرا برتر از آن نبودم در هنگام آه و ناله و طلب و عقابى كه با خود داشتم احساس مىكردم هر يك از گوهرهاى درونى من بسوى معادن خود باز مىگردد و بدانها مىپيوندد و آن دائره‌اى را كه در هنگام توجه به زمين در برابر خويش ديده و در آن فانى شدم همان دائره قدرت بود كه مرا در محور خويش قرار داده بوده است . دو گونه مشاهده مشاهده بر دو گونه است مشاهده ادنى و مشاهده اعلى مشاهده ادنى همان مشاهده‌ايست كه از توجه به زمين حاصل مىشود و اين نحوه مشاهدهء ، مشاهدهء غيبى است نه مشاهده شهودى ظاهرى و مشاهده‌اى - كه اتفاق مىافتد مربوط به شكلها و رنگها و درياها و آتشها و