روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
87
شرح شطحيات ( فارسى )
ابديّت ، دعوى ربوبيّت ، از آن مستى بيرون آيد ؛ جنگرى « 1 » كند ، و با حقّ سرورى كند . چون از حقّ توانگرى كنم ، با حقّ مبارزت نمايم . از ما و من سخن گويند . « إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ » « 3 » بنگر . « أَرِنِي » از مستى بود ، « لَنْ تَرانِي » از هستى . حديث « تحت لوائى » و « الرفيق الاعلى » « 4 » اين همه تا توئى حرفى بر صبوت ولايت است . در منزل احديّت خيمه و عرش چيست ؟ زانگه انبساط دوئى است . با قاف كبرياء پنجه چه زنى ، كه عنقاء دهرپيماى ، در وراى ورائى بمقراض « لا » بر پريده است . تو حقّ را چنان دان كه چنان است ، كه تو نبودى : توئى در توئى و منى در منى ، هر دو بىمنى است . و اللّه كه من غيورم ، تا در جناب ملكوت چه مىكند كون يا ناسوت ؟ 41 فصل فى توحيدى ( 141 ) اى ثعبان موسى ! مخائيل سحر و عقل و علم تنزيه در دهان تقديس فروكش . عرش و كرسى احمام جنى و انسى در بحر قدسى غرق گردان ، تا فرعون طبيعت در ميادين الوهيّت « أَنَا « 17 » رَبُّكُمُ الْأَعْلى » بگويد . از « لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ » « 18 » شرم دار ، كه « أنا الحقّ » گويان جمله بردار غيرتاند . در بندگى دم زن ، چندانكه خود را بديد در معرض فردانيّت ، بر در « لا إله الا اللّه »
--> ( 1 ) جنگرى : جنكرى MS « جنگار ، بمعنى جنگآورنده » ( آنندراج ) ( 3 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 154 ( 4 ) سورهء 7 أيضا ، آيهء 139 ( 17 ) سورهء 79 ( النازعات ) آيهء 24 ( 18 ) سورهء 112 ( الاخلاص ) آيهء 4