روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
73
شرح شطحيات ( فارسى )
( 117 ) شطح ديگر . گفت « 1 » كه « نپرستم خدائى را كش نبينم . » قال : درست شد كه عبوديّت به رؤيت مقرونست ، « تعبّد اللّه كأنّك تراه » . مىديد تا مىپرستيد . ديگر گويد كه « او دورى نزديكست ، و نزديكى دور . » خبر داد « 4 » كه او از خود به خود نزديكست . دورى دور نيست . نزديكى ازو قوام تو است به دو . بعدش از قلّت ادراك تو است . قربش علم اوست بر تو . بذات نزديكى و دورى روا نيست . تجلّى شرط « دَنا فَتَدَلَّى » « 7 » است . ذات هست در قرب و بعد ، ليكن تو ندانى . از زمان و مكان بيرون شو ، تا بدانى . به قرآن نزديك شد عاميان را ، در خطاب صادقان را . ظهور صفات شراب عشق شد در اقداح حروف ؛ مفرّح آمد ارواح را . چون مست شدند ، بجناح مكاشفت و قوّت مشاهدت در عالم بىچونى بپريدند ؛ بمراكب قرآن با معدن قرآن شدند . « لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ » « 12 » قرآن است . در مصدر قدم افتادند . در بحار ازليّت ابدالآباد به شرط فنا سباحت كردند . 28 فصل فى مقالتى ( 118 ) اى بلعجب ! بلعجب ! گفتى زبان روميان با حبشيان ، از شهر پرآتش « لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ » « 18 » آتش آوردى . زبان هدهد سليمان ازل با سليمان صفت جان گفتى . طوبى صفت را دايگى كردى . عقل خام را مايهء خواجگى دادى . جهان كون و فساد را
--> ( 1 ) گفت : گفتن SM ( 4 ) داد M : دارد S ( 7 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 7 ( 12 ) سورهء 28 ( القصص ) آيهء 85 ( 18 ) سورهء 28 ( القصص ) آيهء 29