روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
66
شرح شطحيات ( فارسى )
21 فصل فى شطح الصحابة رضى اللّه عنهم ( 105 ) فأوّله ما قاله الصّدّيق ، بزرگوارترين كلمه در معرفت صدّيق است - رضى اللّه عنه - يعنى گفتنش « العجز عن درك الادراك ادراك » . اين كلمه شطح است ، زيرا كه در حقيقت ادراك كنه قدم را بنا نيست . ادراك حدثان در حدثان كمال ندارد . چون در قدم رسد « 9 » آنك در خود نرسد غرضش ؟ كنه تنزيه قدم بود از ادراك حدث و عجز حدث در قدم . و اگر نه عجز از معرفت چون عين معرفت باشد ، اشارت ابياتست ( ؟ ) قدم را « 11 » با زوال حدوثيّت . لكن تحقيق شطح اين جاى آنست كه عجز را از ادراك سبب ادراك كرد . آرى چون فانى گشت بنعت عجز طالب مطلوب طلب را ، مدرك خود شود . پس او را در عين بقا آورد ، تا بقا باقى كند . خود خود را مىبيند ، و از خود به دو مىدهد . چون متّصف گشت عارف بمعروف ، معروف را بمعروف بشناسد . ( 106 ) گويى كه حقيقت را تحصيل كرد . چنان بيند دل خوشى را به معرفت و سير در بقا . و اگر نه آن مكرست كه رسد حدث در قديم ، كه محدث با قديم مستحيل است . نبينى كه
--> ( 9 ) رسد S : رسيد M ( 11 ) قدم را S : قدم M