روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
596
شرح شطحيات ( فارسى )
476 فصل ( فى شطح الحصرى أيضا ) ( 1181 ) حصرى در شطح گويد كه « آدم - عليه السّلام - در محلّ علل بود « 5 » . از آن بعلل مخاطب شد ، چون گفتند « إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى . » « 6 » و اگر نه كجاست از مقام مجاورت آنكس كه در وى اثر گرسنگى و تشنگى اثر كند ؟ » ( 1182 ) قال : يعنى آدم - عليه السّلام - بدخول بهشت ممتحن بود ، و در علل انسانى مانده بود . بعلّت از مشاهده محجوب شد ، و آن در مجاورت بأكل شجره مشغول شدن بود . لاجرم جزاء امتحان اوّل امتحان ثانى آمد ، چون گفتند « اهْبِطُوا » * « 11 » . اوّل گفتند « أَلَّا تَجُوعَ » « 12 » . و آخر گفتند « وَ عَصى آدَمُ » « 13 » . تحقيق معرفت در عين محبّت موحّد راست . اصطلام از حدّ احكام است ، زيرا كه رؤيت قديم اتّصاف بر صفات قديم اقتضا كند . چون متّصف شد از وحدت ، صمديّت آمد . رسوم اكل و شرب در انسانيّت برخاست . نبينى كه در جوار اعظم غوّاص بحر تجريد ، چون بقلزم قدم فرورفت ، چشمش از غير يكتا شد ؟ زبان كبرياء او را ثنا گفت « ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى . » در جنّت مشاهده اجراخوارگان بهشت را گفت در عالم رسوم كه « لست كأحدكم ، أبيت عند ربّى يطعمنى و يسقينى . »
--> ( 5 ) آدم عم در محل علل بود : مقابله شود با فصل 464 فوقا ( 6 ) إِنَّ لَكَ . . : سورهء 20 ( طه ) آيهء 116 ( 11 ) اهْبِطُوا * : سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 36 و ديگر ( 12 ) أَلَّا تَجُوعَ : سورهء 20 ( طه ) آيهء 116 ( 13 ) وَ عَصى آدَمُ : أيضا ، آيهء 119