روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
581
شرح شطحيات ( فارسى )
462 فصل ( فى شطح « 3 » أبى الغريب الاصفهانى ) ( 1150 ) أبو الغريب را حلولى خواندند ، زيرا كه چون آب بر سبزهزار روشن و گذران بود ، بر لب عشق از شور عشق خوش بخنديدى ، اشارت كردى به عين جمع . ( 1151 ) قال : اين گاهى بود كه صبّاح صفات به سايهء جلال در كون متبسّم شدى . خواجه در محلّ التباس افتادى ، باز آن كه افراد قدم از حدوث دانستى . درين شيوه دقايق بسيار گفته شد . واسطى مر اين شطح را شطح گويد كه « گاهگاه كون به دهان قدرت بخندد ، بأفواه الربّ . » اين شطحى شنيع است . از مقام متشابهات انوار قدرت مثل افواه علم ذاتست . چون بتجلّى در كون ظهور كند ، عيان در عيان رؤيت صفاتست . از آن غمگسار آدم نقش قلم نگار قدم ، چون از ازل بكون باز آمدى ، مشاهدهء خليل در « هذا رَبِّي » * « 14 » و « أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى » « 15 » در مرآت كون خواستى . گفتى « ارنا الاشياء كما هى . »
--> ( 3 ) فصل ، فى شطح . . : ن . ك . به مقدمهء فرانسوى كتاب حاضر ( 14 ) هذارَبِّي * : سورهء 6 ( الأنعام ) آيهء 76 ، 77 ، 78 ( 15 ) أَرِنِي كَيْفَ . . : سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 262