روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
47
شرح شطحيات ( فارسى )
چو جان شد ، صورت همه روان شد ، و از غبار در نهان شد . حوادث عناصر درو « 2 » كى رسد ؟ نبينى كه چون تمام شد ، عيسى بر آسمان شد ؟ ( 74 ) شيخ ابو عبد اللّه بن خفيف - قدّس سرّه - گويد « در سجن رفتم ؛ بوقت نماز خواستم تا وضو سازم . حسين گفت : ما نيز وضو سازيم . چون بجنبيد ، جملهء قيدها ازو فروريخت . ندانستم كه وضو چون ساخت ، و چون نماز بگزارد ، باز جاى خويش آمد . چون در ركوع رفت ، جملهء ديوار سجن ديدم كه در ركوع رفت . چون سر برداشت ، ديوار راست شد . ديگر در سجود همچنان شد . چون دست برداشت ، جملهء ديوار زندان از جاى برخاست ، تا به حدّى كه روى دجله همه بديدم . شنيدم كه در عهد متوكّل بر سر پول دجله مىگذشت . خلقى انبوه از غوّاصان و سيّاحان را ديد ، گفت : شما را چه شده است ؟ غلامى خاص از آن خليفه ايستاده بود . گفت : خاتم خليفه از دستم در آب افتاد . گفت : دور باز شويد ! آستين بر سر آب نهاد . چون دست برآورد ، انگشترى در انگشتش بود . » ( 75 ) همچنين شيخ ابو عبد اللّه فرمود كه « بسى سعى كردم تا در زندان شدم . خانهاى نيكو ديدم ، و فرشى خوب انداخته ، و حبلى بسته و منشفهاى برو افكنده ، و اسباب مجلس همه مهيّا ، و غلامى ايستاده . پرسيدم : شيخ كجاست ؟ گفت : به سقايه رفته تا وضو كند . پرسيدم : چه مدّتست تا خدمت شيخ مىكنى ؟ گفت : هژده ماه . گفتم : درين زندان بيشتر مشغولى او بچه مىباشد ؟ گفت : با سيزده
--> ( 2 ) درو S : در وى M