روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

523

شرح شطحيات ( فارسى )

و اين صفت حدثانست . حسن صفت حقّ است ، و معرفت تابع صفت است . ( 1001 ) آنچ گفت « من مذكورم ، ذكر ياد نكند » ، ببعد مذكور بود ، نه بقرب . « وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ » « 4 » . لعنت او ازليست . « وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ » « 5 » . ( 1002 ) گفتنش كه « خدمت‌ام اكنون صافىتر است » ، صرف عبوديّت دعوى كرد . آنگه به عبوديّت محجوب باشد از ربوبيّت . موجود ازلى چون شناسد ؟ ( 1003 ) گفتنش كه « اكنون خدمتش حظّ او را مىكنم » ، حقّ منزّهست از شريك ، و ارادت در شرك ، و احتياج بخلق . ( 1004 ) گفتنش كه « طمع از ميانه برخاست » ، طامع آفريدند ( بطمع ) ؛ « 12 » هر كه بطمع مخلوق است ، از حدوثيّت چون منفرد شود ؟ آنچ او از حقّ طمع دارد ، حظّ است . حظّ در ارادت حقّ شرك است . « 13 » ( 1005 ) گفتنش كه « فردم گذرانيد ، چون مرا براند » ، طردش فروگردانيد . مطرود كى منفرد در راه توحيد شود ؟ ( 1006 ) گفتنش كه « مهجور كرد از بهر مكاشفه » ، اگر از توحيد يك ذرّه او را كشف شدى ، هرگز به خود ننگريستى ، و « أنا خير منه » نگفتى . اگر حسين بن منصور ، اى محقّق ! در مشاهدهء كبرى در خصايص سطوات قدم بودى « أنا الحقّ » نگفتى ، كه هر

--> ( 4 ) وَ إِنَّ عَلَيْكَ . . : سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 35 ( 5 ) وَ كانَ . . : سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 32 ( 12 ) طامع آفريدند ( بطمع ) : الطامع خلق طامعا A ( 13 ) خط . . . شرك است SM و الخط كفر ، و الارادة مع ارادته شرك A