روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
512
شرح شطحيات ( فارسى )
به خود غرّه شد . ربق عبوديّت از گردن خود خلع كرد ، گفت « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ . » * « 2 » خيريّت نديد ، ليكن قياس كرد . او را بخلق قياس نكنند « 3 » . اگر آن صفت كه جميع ملايكه از آدم ديدند ، به دو پيدا شدى ، بگداختى از پرتو جان آدم ، كه بنور قدم و جلال ذات و صفات منوّر بود . چون ملعون او را نديد « 5 » ، خيريّت را دعوى كرد ، و با حول خود رجوع كرد ، و از عين حقّ درافتاد ، چنان كه غريب اشارت كرد . 343 فصل ( فى القطعة 3 من طاسين الأزل و الالتباس ) ( 980 ) حسين گفت « در آسمان عابدى و موحّدى چون ابليس نبود » - يعنى از ملايكه - « و ليكن عين برو بياشفتند » - يعنى حقيقت - « از لحوظ و الحاظ در سر هجران كرد « 13 » ، و معبود را بتجريد پرسش كرد . » ( 981 ) قال : لحوظ و الحاظ التفات عين است « 15 » به غير حقّ ، يعنى آدم را سجود نكرد تجريد توحيد را « 16 » ، زيرا كه در عين عين « 18 » تفرقهء آدم نگنجد . تفرقه - اگر چه قبلهء حقّ بود - بينداخت « 17 » ، و در
--> ( 2 ) أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ * : سورهء 7 ( الأعراف ) آيهء 11 و ديگر ( 3 ) او را بخلق قياس نكنند SM : و هو القياس بالقياس A ( 5 ) نديد : بديد SM لم ير A ( 13 ) از لحوظ و الحاظ در سر هجران كرد SM : و هجر اللحوظ و الالحاظ فى السير A ( 15 ) عين است : + قال SM ( 16 ) نكرد ( بكرد SM ) تجريد توحيد را SM : لم يسجد لآدم لتجريد التوحيد A ( 18 ) در عين عين S : در عين M ( 17 ) تفرقه . . . بينداخت SM : فى عين العين لا يدخل تفرقة التفرقة ، آدم امتحان التفرقة ، و ان كان قبلة الحق أسقط الواسطة A