روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

506

شرح شطحيات ( فارسى )

( 966 ) قال : وصف كرد حسين منصور درين حروف عاشق سايق رايق فايق صادق موافق ناطق شاهق را « 2 » ، آنك حقّش برگزيد بىعلّت مجاهدات بمناهج كبرى و معارف اعلى و مشاهده ، به اصطفائيت « 3 » ازلى ، بىدليل و استاد ، و بىمريد . حقّ مريد اوست ، و حقّ مرشد او ، و حقّ رفيق او . « ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ ، وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ . » « 6 » اسباب را نفى كرد از احكام نبوّت ، و أرباب از معرفت « 7 » . چون برسيد بأصل مشاهده ، از كون بگذشت ، و از عرش تا بثرى در تحت قدم آورد « 8 » . گفت الرّفيق الاعلى اين صادق را : هيچ مرشدى جز حقّ نيست ، و هيچ قابلى او را جز حقّ نيست ، و هيچ محبّى « 9 » او را جز حقّ نيست . او را هيچ اختيار نيست جز اختيار حقّ ، و هيچ تمييز ميان نعمت و بلا نيست . او را متقشّف و متكلّف نيست . قايم بحقّ است نه به خود . از خود فاصل است بحقّ ، و اصل دروست . آنچ دروست از اسرار حقّ ، برسم قدرت نه برسم تنزيه دروست . درو بيابان ولايت در تيه معرفت « 14 » ، و آيت خطاب در آيت مآب . ( 967 ) دعوى او صدق است ، معنى او رفق است ، معانى او امانيست از مشاهده و مكاشفه . امانى او مشاهدهء حقّ است ، طرقهاى آن از خلق دورست ، طريقت او مستقيم است ، اسم او محمودست ،

--> ( 2 ) شاهق را M : شاهق S ( 3 ) به اصطفائيت : اصطفائيت SM باصطفائية A ( 6 ) ما كُنْتَ . . : سورهء 42 ( الشورى ) آيهء 52 ( 7 ) و أرباب از معرفت : و از اسباب معرفت SM و الأرباب عن معرفته A ( 8 ) از كون بگذشت . . . آورد SM : فانفصل عن الكون و أهله من العرش الى الثرى A ( 9 ) محبى SM : مريد A ( 14 ) درو ( - SM ) بيابان ولايت در ( در : و SM ) تپه معرفت SM : فيه تپه الولاية فى تپه المعرفة A