روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
498
شرح شطحيات ( فارسى )
331 فصل ( فى القطعة 8 من طاسين النقطة ) ( 944 ) حسين گفت كه « بديد بنمودندنش ، حيّار كردندنش ؛ « 4 » شهود بود ، شاهد شد . و اصل شد ، آنگاه فاصل شد . بمراد رسيد ، از فؤاد بازماند . « ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى . » « 6 » پنهانش كرد ، آنگهش نزديك كرد . بداد او را مراد ، برگزيدش ، مداواة كردش ، بپروردش ، صافى كردش ، برگزيدش ، بخواندش ، ندا كردش . فكان « 8 » قاب ، حين آب « 9 » ، فأصاب ، و دعى ، فأجاب . و أبصر ، فغاب . و شرب ، فطاب ، بخورد ، قربت گشت ، مهابت گرفت . از كون و ياران فراغت گرفت . از اسرار و أبصار بدر رفت . آثار بگذاشت . » ( 945 ) قال : جانا ! اين همه نعوت و أوصاف حدثان است ، او در مشاهدهء جمال رحمن است « 13 » . از خلقش بپوشيد ، آنگهش به خود رسانيد . به جمالش مداوا كرد ، به وصالش بپرورانيد . حقّ را بديد ، از نفس خود غايب شد . شربت محبّت بخورد ، و خوشدل شد به رؤيت حقّ . طربناك شد ، از حقّ بحقّ نزديك شد ، به عين اجلال رسيد از جلال عظمت حقّ .
--> ( 4 ) حيار كردندش M : اخيار كردندش S ( 6 ) ما كَذَبَ . . : سورهء 53 ( النجم ) آيهء 11 ( 8 ) فكان : فكاب SM ( 9 ) حين آب : كذا SMA ( 13 ) او ( و M ) . . . رحمن است SM : و هو غايب عنها بمشاهدة الرحمن A