روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

486

شرح شطحيات ( فارسى )

314 فصل ( فى القطعة 2 من طاسين الدائرة أيضا ) ( 901 ) قال : حقيقت ديگرى از آن رمز بنمايم ، يعنى : طير نفس بگير ، و طير روح ، و طير عقل ، و طير قلب ، و بنيران قدرت بسوز ، رمادش برياح حكمت برافشان . آنگه ايشان را از شوامخ الوهيّت بصحارى وحدانيّت خوان ، تا طير نفس در قهر « 7 » ازليّات بپرد ، و طير دل در جلال ابديّات ، و طير عقل در انوار صفات ، و طير روح در هواء هويّت قدم ذات . چون اين هر چهار مرغ را فانى كردى در انوار حقّ و حقيقت حقيقت و كنه حقيقت و معرفت كنه « 10 » و علم بكنه كنه ، بخوان ايشان را ببقاء بقا و ديموميّت ديموميّت ، تا با ديموميّت بماند . آنگه به زبان اسرار از ايشان بپرس كه در آزال و آباد و آزال آزال و آباد آباد پريدى ، هيچ شناختى از رموز طير ازل و طير ابد و طير صفت و طير ذات ذره‌ئى از معرفت وحدت و صمديّت و ابد و قدم ؟ تا به زبان عجز بگويند « وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » « 15 » « و لا أحصى ثناء عليك » « و ما عرفناك حقّ معرفتك » . چون امر چنين آمد كه لا بد بود خليقت را از معرفت آن حقيقت ، -

--> ( 7 ) قهر MA : قهريات S ( 10 ) و معرفت كنه : در معرفت كنه SM و معرفة الكنه A ( 15 ) وَ ما قَدَرُوا . . : سورة 6 ( الأنعام ) آيهء 91