روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

482

شرح شطحيات ( فارسى )

سرمديّت صفات . برسد در تحيّر خويش بموضعى كه علوم حدثان در آن حاير « 2 » شود ، و فنا گردد بقهر سلطانش ملك كائنات . ( 892 ) به دايرهء ثالث علم ذاتِ ذات خواهد ، آنكه نشناسد جز حقّ ، خلق و خليقت به هيچ‌چيز از آن راه ندارند . و چون ادراك كند از كمال جلال عقول متحيّر حىّ قيّوم با وجود ؟ كنه كى معلوم حدث شود ؟ « 6 » ( 893 ) به نقطهء كه در وسط دايرهء ثالث است ، ( اصل ) ازليّت « 7 » و كنه قدم خواهد . آن قدم كيفيّت ندارد ، و خلق به دو راه نبرد ، نه قلب ، و نه عقل ، و نه روح ، و نه صرف ، و نه لبّ ، و نه سرّ ، و نه عين ، و نه همّت ، و نه فطنت ، و نه عين عين ، و نه سرّ سرّ ، و نه عقل عقل ، و نه روح روح . آنجا معرفت نيست ، و علم ( و ) ادراك نيست . احاطت حقّ هلاك كرد « 11 » كائنات با آنچ در آنست از زمان و مكان ، و اعصار ، و دوران ، و اشخاص ، و ارواح ، و عقول ، و همم ، جمله فانى شد در اوّل « 13 » يك بادى كه كشف شد از لطف صنعت صانع . پس چون بماند در نور افعال ، و سرّ نور صفات ، و قيموميّت ذات ، و قدم قدم « 15 » ، و ازل ازل ، نصيب حدثان ، و منعوت و اسامى « 16 » ، و ايمان و امانى ؟ « 17 » حقّ حقّ شناسد . خلق خود را نشناسد . پس چون حقّ را شناسد كه منزّهست از ادراك و از

--> ( 2 ) حاير : حايز SM حارت A ( 6 ) و چون . . . شود SM : و كيف يدرك العقول المتحيرة وجود وجود الحى القيوم A ( 7 ) ازليت SM : اصل الازلية A ( 11 ) هلاك كرد SM : تملك A ( 13 ) اول S : اوائل M ( 15 ) و قدم قدم M : و قدم و قدم قدم S ( 16 ) و منعوت و اسامى : نعوت و اساميست SM المنعوت و الاسامى A ( 17 ) و امانى M : و امان S و الامانى A