روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

473

شرح شطحيات ( فارسى )

و امتناع صمديّت حقّ از كلّ ادراك خلق بديدم ، چون گفت « أنا « 1 » أراه » . از صدق رؤيتش حقّ خبر داد ؛ گفت « ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى » « 3 » يعنى او مرا ديد به چشم دل و چشم صورت ، و كلام ما شنيد ، و عجايب وجود ما ديد از جلال و جمال . ( 874 ) قال : آمن الرّسول يعنى شاهد الكلّ بالكلّ ، سيّد راسخان معرفت گويد - عليه السّلام - كه « رأيت ربّى بعينى و قلبى . » « 6 » حسين دانست كه او قطره‌اى از بحر سيّد است . در بحر قدم كس نرفت چنانچ مصطفى . از عرش تا بثرى « 8 » به ازاء ذرّه‌ئى از حالش قيام نكند ، و بر او پيدا شد از سطوت عظمت حقّ و جلال كبريايش كه اگر بر كون زدى ، از آن نه اين متصوّر بودى و نه ديگران . چون بدانست حسين كه ازين دم هيچ نيست ، گفت « اى نفس ! بدان كه صحّت اين معانى هيچ‌كس را مسلّم نيست جز احمد - صلوات اللّه عليه و آله و سلامه - « ما كان محمّد أبا احد . » نسبتش از حدثان منقطع كرد « 13 » . 306 فصل ( فى القطعة 7 من طاسين الفهم ) ( 875 ) حسين گفت بعد از « ما كان محمّد » - قال : يعنى چون تجاوز كرد از كونين و غايب شد از ثقلين و چشم بر هم نهاد از بين ، « 18 »

--> ( 1 ) أنا SM : انى A ( 3 ) ما كَذَبَ . . : سورهء 53 ( النجم ) آيهء 11 ( 6 ) و قلبى SM : و بقلبى A ( 8 ) از عرش تا بثرى . . . و نه ديگران SM : و الكون و ما فيه من العرش الى الثرى لم يقم بازاء ذرة مما بان له من سطوات عظمة الحق و جلال كبريائه A ( 13 ) منقطع كرد SM : قطع الحق A ( 18 ) و چشم بر هم نهاد از بين SM : و غمض العين عن الأين A