روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
39
شرح شطحيات ( فارسى )
عطا در تفسير حقايق قرآن عديم المثل بود . صاحب سرى بود . او بود كه به عيسى وزير گفت « خاموش اى مرد ! چه گويى در حقّ حسين منصور حلّاج ، كه او عالمى ربّانى است . » بعد ازين گفتن او را بكشتند . ( 59 ) مصباح حقيقت ، و سوار معرفت ، ابو عبد اللّه صبيحى دقيق الكلام بود ، در علم معرفت شافى عبارت بود كه سى سال « 6 » در سربى مجاهده كرد و بيرون نيامد . تربت كرم و شاه شيم ، علىّ بن سهل الاصبهانى « 8 » ، نبود در ميدان فقر چنان سوارى و در حلقهء عاشقان چنان عيّارى . او بود كه روزى گفت « مىپندارى كه من چون شما بميرم ؟ هيهات ! مرا گويند : على . من گويم : لبّيك ، و بروم . » روزى ميان قوم نشسته بود ، در معرفت سخن مىراند . ناگاه گفت : « لبّيك ! » و به حق رسيد . صاحب ابو تراب نخشبى بود . شيخ ابو عبد اللّه ابن خفيف از پارس قصد خدمتش كرد . ( 60 ) آيينهء قوم ، با كورهء معنى ، ابو عمرو دمشقى در نكت احوال مثل نداشت . عالم و مصنّف بود . از جملهء تصنيفش ردّ در روحيان كرده بود ، آنها كه روح را قديم گفتندى . ( . . . ) « 16 » ابو عبد اللّه بن جلا يافته بود . پيش رو صادقان ، استاد سابقان ، ابو الحسين « 17 » بن
--> ( 6 ) سى سال . . . كرد SM : تقريبا عين عبارت طبقات الصوفيهء انصارى ( نسخهء عكسى كتابخانهء مركزى دانشگاه ) ( ورق 82 الف ) است ، و سرب بفتح اول و دوم بمعنى حفير و سوراخى است كه زير زمين درست كنند ( تاج العروس ) ، و خانهاى در زمين كه منفذ ندارد ( مصباح المنير ج 1 ص 370 ) ( 8 ) الاصبهانى M : الاصفهانى S ( 16 ) ( . . . ) : شايد كلمهاى نظير « مصاحبت » يا « صحبت » ( 17 ) ابو الحسين : ابو الحسن SM