روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
452
شرح شطحيات ( فارسى )
و صفات ، تا بزيند بايمان خويش . اگر پيدا شدى يك ذرّه از نور سطوات ذاتش « 2 » بمحلّ ايمان ايشان ، جمله تحت سلطان كبريائش محو شدندى . نبينى كه چون طور سينا از حدّت وارد تجلّى چون پاره پاره شد ؟ اين خاصّيّت « 4 » مؤمنان راست نه عارفان را ، زيرا كه ايشان در مشهد قرب بجناح وصلت بعالم قدم برآيند . اين فرقيست ميان خاصّ و عموم . ( 810 ) آن اعرابى را نبينى كه در مسجد سيّد آمد - عليه السلام - پيراهن برگرفت و بول كرد ؟ چون بول كرد ، گفت « يا ربّ ! مرا و محمّد را بيامرز و هيچ كس ديگر . » نه او باسم محجوب بود از معرفت حقايق ؟ از خواصّ بزرگوار صدّيق بود - رضى اللّه عنه - كه او در مشاهدهء انوار كشف عيان حاضر بود ، از جلال معرفت مىگفت كه « العجز عن درك الادراك ادراك . » نبينى كه سيّد شناسندگان عالم و أصل جوهر فطرت پاكان بنىآدم - صلوات اللّه عليه و آله - چون صدّيق را بستود ، فرمود كه « لو وزن ايمان أبى بكر مع ايمان « 14 » الخلق سوى النبيّين ، لرجح على ايمان الكلّ » ؟ عموم باسم زندهاند و خصوص بمسمّى . شعر صف اوّل كه پردهء عيناند * در خرابات قاب قوسيناند
--> ( 2 ) ذاتش : و ذاتش SM ( 4 ) خاصيت : خاص SM ( 14 ) مع ايمان SM : على ايمان A