روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

447

شرح شطحيات ( فارسى )

كرد آنچ در ذات او بود از عشق به صورت معنى ؛ نه عشق در ذات او حادث يا صورت كاينه بود . بلى ، معنىاى بود كه آن معنى صفت او بود . مىگويد « هى ذاته » يعنى صفات و ذات واحدست « 3 » . اجتماع و افتراق در ذات و صفتش نيست . چون تجلّى كرد به صفت عشق در جميع صفات ، صفت به صفت متّصف شد بىجمع و بينونت . ( 799 ) آنچ ياد كرد حسين از ذكر ازمان و ادهار ، مثل است كه بتجلّى صفت به صفت « 7 » مىزند . او دانست كه حقّ از حيّز مكان و دور ازمان منزّهست . همچنان مثل است كه حقّ موسى را زد - عليه السلام - بدهر دهار و قدم او پيش از عالم بحديث عصفور و مدين « 9 » و خردل . ( 800 ) گفتنش كه از معنى عشق عشق نظر كرد بجميع معانى ، و آنچ بعد از آن ياد كرد : خداوند سبحانه چون به وصف عشق ظاهر شود جميع صفاتش را ، عشق تجلّى كند . ديگر بجميع صفات . چون حقّ حقّ را پيدا شود ، بنفس خويش ثنا كند « 13 » بجميع صفات خويش . آنگه مدح كند بجميع معانى از جميع صفات بعشق . آنگه تجلّى كند از صفت مكر و حرب عشق را . مكر و حرب دو نعت است از نعوت حقّ ، ذكر آن در قرآن و حديث هست ؛ مكر و حرب او منزّهست از تغيّر مكر و حرب خلق . آنگه تلطّف كرد بعشق ، و عشق در نفس خويش « 18 » ، چندانك خواست . آنگه زمان و حوادث نبود ؛ عشق را از

--> ( 3 ) يعنى صفات و ذات واحدست SM : اى واحد فى واحد A ( 7 ) به صفت : صفت SM فى تجلى الصفة بالصفة A ( 9 ) و مدين : و مداين SM ( 13 ) چون حق حق را . . . ثنا كند : فلما برز الحق للحق أثنى على نفسه A ( 18 ) آنگه تلطف كرد بعشق و عشق در نفس خويش SM : ثم تلطف على العشق بالعشق فى نفسه A